خبر رسيد ، كه لاسدمونيها از مقدونيها شكست خوردهاند ( شرح جنگهاى آژيس با آنتىپاتر نايب السّلطنهء اسكندر در مقدونيّه بالاتر ذكر شده صفحهء 1402 ) و نيز خبر آوردند ، كه سكاهاى كنار رود تاناايس ( سيحون ) بكمك بسّوس خواهند آمد .
پس از آن اسكندر قشون خود را براى تعقيب بسّوس حركت داد و در اين احوال اريگيوس ، كه به هرات براى دفع ساتىبرزن رفته بود ، وارد شد و اسلحه و لباس او را ، كه علامت فتح بود ، نزد اسكندر آورد .
فصل دوم - تسخير ايالات شمالشرقى ايران
مبحث اول - از باختر تا سغد
حركت اسكندر به طرف سغد
شرح اين قسمت را آريّان چنين نوشته ( كتاب 3 ، فصل 10 ، بند 2 ) : اسكندر به طرف اكسوس « 1 » حركت كرد .
سرچشمهء اين رود در قفقاز است و بزرگتر از رودهائى است ، كه اسكندر در آسيا از آنها گذشته بود . فقط رودهاى هند از اين رود بزرگتر است .
اين رود در نزديكى گرگان ببحر كسپين ميريزد ( حالا بدرياى آرال جارى است ) .
وسيلهاى براى گذشتن از آن نبود : عرض رود شش استاد است ( تقريبا 1100 مطر ) .
عمق مجرايش از اين هم بيشتر و پر از ماسه است ( اين گفتهء آريّان اغراق است ، زيرا عمق آمويه يقينا 50 مطر هم نبوده . اين نمونهاى است از اغراقنويسى تقريبا تمام مورّخين عهد قديم ، وقتى كه بارقام ميرسند . م . ) . جريانش بسيار تند مىباشد و خيلى مشكل است ، كه در اينجا پايههائى در آب گذارد . چون چوب بدست نمىآمد ، نميشد پلى روى اين رود ساخت و ، اگر ميخواستند از جاى ديگر چوب بياورند ، وقت گرانبها از دست ميرفت . بنابراين بدين وسيله متشبّث شدند :
پوستهائى را ، كه براى چادر سربازان به كار ميبردند ، از كاه و ساقههاى خشك گياهها انباشتند و درزهاى آن را محكم دوختند . بعد اين پوستها را سربازان
هامش
( 1 ) -Oxus( وخش - جيحون - آمويه ) .