تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1692

مساهمون:

ص١٦٩٢
روى داد . بعد بسّوس از طالار بيرون دويد و كبارس از بهم خوردن مجلس استفاده كرده بگريخت و نزد اسكندر رفت . لشكر بسّوس عبارت بود از هشت هزار باخترى مسلّح . اينها در ابتداء تصوّر ميكردند ، كه بواسطهء آب‌وهواى سخت باختر اسكندر به آن صفحه نخواهد رفت و راه هند را پيش خواهد گرفت ، ولى بعد كه شنيدند اسكندر دارد نزديك مىشود ، از دور بسّوس بپراكندند . در اين احوال بسّوس با مشتى از سپاهيان صادق خويش از آمويه به قصد سغد گذشت و پس از عبور از رود مزبور تمام كشتيها را بسوخت ، تا بدست اسكندر نيفتد . پس از آن اسكندر از كوههاى پاراپاميز گذشت و به طرف باختر راند . در اين راه فقدان غلّه باعث گرسنگى گرديد ، زيرا بومىها در انبارهاى زيرزمين آذوقه‌شان را پنهان كرده و آنها را چنان ساخته بودند ، كه كسى جز سازندگان نميدانست ، اين انبارها كجا است . كنت‌كورث گويد اين انبارها را بوميها سىرس « 1 » مينامند . مقدونيها علاوه بر گرسنگى از سرما هم سخت در زحمت بودند و براى مداواى جوارح خود روغن كنجد را گرفته به بدن مىماليدند . از اين جهت كنجد بقدرى گران شد ، كه يك كوزهء كوچك اين روغن را به 240 درهم ميخريدند و قيمت همان مقدار عسل به 380 درهم رسيد . بر اثر قحطى ، مقدونىها با علف صحرا و ماهى رودها تغذيه ميكردند . بعد ، كه اين موادّ هم تمام شد ، اسكندر امر كرد مالهاى بنه را سر بريده بخورند . بدين‌حال بالاخره مقدونيها خودشان را به باختر رسانيدند . باختر آن زمان را مورّخ مذكور چنين وصف كرده : زمين اين صفحه در بعض جاها حاصلخيز است و غلّه زياد ميدهد . چراگاه‌ها هم كم نيست و بنابراين اهالى حشم زياد نگاه ميدارند ، ولى قسمت وسيعى از اين صفحه از ماسه و ريگ روان پوشيده و بكلّى لم يزرع است . اين‌جاها نه سكنه دارد و نه محصولى . وقتى كه بادهاى شمال ميوزد ، ريگ روان را در جاهائى جمع كرده تل‌هائى ميسازد و
هامش
( 1 ) -Siros .