9 - بر مجسّمهها و لوحههائى از مرمر نوشتهاند : خداى بزرگى است اهورمزد ، كه اين زمين را آفريده ، كه آسمان را آفريده ، كه بشر را آفريده ، كه سعادت بشر را آفريده ، كه داريوش را شاه كرده ، يگانه شاهى را از بسيارى ، يگانه قانونگذارى را از بسيارى . منم داريوش شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ممالكى كه از تمام نژادها مسكون است ، شاه اين زمين تا آن دورها ، پسر وشتاسپ هخامنشى ، پارسى ، پسر پارسى ، آريانى آريانىنژاد ، اين است ممالكى كه خارج از پارس دارم ، كه در تحت فرمان مناند ، كه به من باج ميدهند ، آنچه كه از طرف من به آنها گفته شد ، اجرا كردند و آنچه كه قانون من بود ، محفوظ داشتند . ماد ، خوزستان ، پارت ، هرات ، باختر ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، رخّج ، ثتگوش ، گندار ، هند ، سكائيّه هئومهورك ، سكائيّه تيز خود . . . . . .
لوحههاى ديگرى هم بدست آمده ، كه از خاك رس يا مرمر ساختهاند ، ولى كتيبههاى آنها ناقص است ، زيرا تمامى قطعات كشف نشده .
2 - از خشيارشا
الف - در پايهء ستونى بسه زبان : خشيارشا شاه گويد : بفضل اهورمزد داريوش شاه پدر من اين جايگاه را ساخت .
ب - در پايهء ستونى به دو زبان ، بپارسى و بابلى : من ، خشيارشا ، شاه بزرگ شاه شاهان ، . . . . . ( شاه اين ) زمين ، پسر داريوش شاه هخامنشى .
ج - در قاعدهء ستونى بپارسى و بابلى : منم خشيارشا ، شاه بزرگ ، شاه شاهان الخ . خشيارشا شاه گويد : داريوش شاه پدر من اين قصر را ساخت ، بفضل اهورمزد من نيز در آنجا ساختم . نسخهء بابلى درست خوانده نميشود .
د - در قطعهاى از ميز مرمر بپارسى : منم خشيارشا ، شاه بزرگ ، شاه شاهان شاه ممالك الخ . خشيارشا شاه بزرگ گويد : از وقتى كه اهورمزد مرا . . .
من از اهورمزد استغاثه ميكنم ، كه مرا و مملكتم را بپايد .
ه - بر ميزى از مرمر ببابلى : منم خشيارشا الخ . آنچه در اين مملكت و در ممالك ديگر است ، كلا بفضل اهورمزد بوسيلهء من انجام يافته . اهورمزد با دست خود مرا و آنچه را ، كه كردهام بپايد .