4 - سنگ ( سرگرّو ) « 1 » ، كه در نسخهء بابلى ذكر شده ، چنان كه محقّقين تصوّر ميكنند ، نوعى از مرمر است و سيل آن را سرپانتن « 2 » ناميده .
5 - لفظ ( اسادآروو ) را گمان ميكنند بمعنى مس است .
6 - اينكه داريوش گفته ، كه نقره را از مصر آوردهاند ، باعث حيرت است ، زيرا در مصر معادن نقره نبوده . تصوّر ميكنند ، كه چون قبرس وقتى جزو مصر بود ، به اين مناسبت كلمهء مصر استعمال شده يا شايد نقرهاى بوده ، كه از ذخاير معابد مصرى برداشتهاند .
7 - شهر آفرودىسياس در كاريّه بود و داريوش بلوكى را ، كه اين شهر در آن واقع بود ، اوگىيى ناميده . در باب اين محل و . شيل گويد ( كتيبههاى هخامنشى در شوش ، صفحهء 32 جزو 21 ، خاطرههاى هيئت آثار عتيقه ايران ) :
كه جغرافيّون و مورّخين قديم جاى آن را مختلف معيّن كردهاند ، چنان كه پلين و آپپيان « 3 » اين محل را در كاريّه دانستهاند ، سترابون در فريگيّه و بطلميوس در ليديّه ، بهرحال اسم اين محلّ بيونانى اوگىگيا بوده . امّا شهر آفرودىسياس معروف بود از اين حيث ، كه اهالى آن پرستش خاصى براى آفروديت ربة النّوع وجاهت و عشق داشتند و معبدى هم براى او ساخته بودند . آثار آفرودى سياس كه شهر صنعتى بود ، اكنون در نزديكى محلّى موسوم به گيرا « 4 » واقع است .
8 - از لوحههاى داريوش معلوم است ، كه نقشهء ساختن قصور به پنج قسمت تقسيم شده و هر قسمت را ملّتى ساخته . پنج ملّت عبارت بودهاند از : ماديها ، بابليها ، سارديها ، يونانيهاى آسياى صغير ( اهالى يونيّه ) و مصريها .
كتيبههاى ديگر داريوش
در آثارى هم ، كه از قصر مزبور بدست آمده ، از قبيل پاسنگهاى ستون ، آجرها ، كاشىها ، مجسّمهها ، لوحهها و غيره كتيبههائى هست ، كه مختصر و كوتاه است و بسه زبان پارسى قديم ، عيلامى و آسورى داريوش را معرّفى ميكنند .
هامش
( 1 ) -Sirgarru .( 2 ) -Serpentin ( Inscrip . des Achemenides a Suse par V . Scheil . p . 22 , Paris 1929 ) .( 3 ) -Appien .( 4 ) -Geira .