( 103 ) - سيكل نقره
( باركلاىهد « مسكوكات » )
نوشتههاى هرودوت
مورّخ مذكور گويد ( كتاب 1 ، بند 131 - 132 ) راجع به عادات و اخلاق پارسيها اين اطّلاعات را دارم : ساختن هيكل خدايان و بنا كردن معابد و محراب در نزد آنها ممنوع است و آنهائى را ، كه به اين چيزها معتقدند ، احمق ميدانند . جهت ، چنان كه به نظر من ميرسد ، اين است ، كه پارسىها خدايان را بر خلاف يونانيها به صورت انسان تصوّر نميكنند . قربان كردن براى زوس در نزد آنها معمول است ( هرودوت اينجا هم خداى بزرگ ايرانيهاى قديم را زوس مينامد ، زيرا در يونان او را چنين ميناميدند ) . قربانى در كوههاى بلند به عمل ميآيد ، براى آفتاب ، ماه ، خاك ، آتش ، آب و باد نيز قربانى ميكنند . علاوه بر آنچه ذكر شد ، پارسيها از آسوريها و اعراب پرستش اورانى « 1 » را نيز اتّخاذ كردهاند . آسوريها آفروديت را مىلتتا « 2 » مينامند . اعراب او را آلىلات و پارسيها ميترا گويند ( لازم است توضيح دهيم : 1 - اورانى لقب آفروديت بود و او را يونانيها ربة النوع جمال ، عشق و قوّت جسمانى ميدانستند . 2 - آلىلات بايد مصحّف الّات باشد ، كه عرب قبل از اسلام براى او پرستشى داشت . 3 - مقصود هرودوت از آسوريها بابلىها است ، زيرا در جاهاى ديگر كتابش هم مورّخ مذكور بابل را آسور ميگويد . از اين گفتههاى هرودوت معلوم است ، كه ايرانيان مهر را ميپرستيدند ، ولى چنان كه در ذيل بيايد ، پرستش آن را از اعراب اقتباس نكرده بودند ، بل از قديم براى مهر پرستش داشتند ) . قربانى در نزد پارسىها چنين به عمل ميآيد : براى قربان كردن نه محرابى تهيه ميكنند و نه آتشى ، نه شرابى به زمين ميريزند و نه نى ميزنند . استعمال تاج گل يا جو هم در اينموقع معمول نيست .
هركس بخواهد قربانى كند ، تيارى بر سر گذارده با شاخههاى درخت مورد آن را زينت مىدهد و حيوان را بجاى پاكى برده در آنجا بدعا كردن ميپردازد . دعا كردن
هامش
( 1 ) -Uranie .( 2 ) -Miletta .