ثالثا بودن گمركات در دولت اشكانى دليل بودن آن در دولت هخامنشى نتواند بود ، زيرا دولت اشكانى چيزهائى از سلوكيها اقتباس كرد و اين هم يكى از آنها بود و ديگر اينكه دولت اشكانى نظر بترتيبات ملوك الطّوايفى به اين منبع عايدى احتياج داشت و بعلاوه دولت جهانى نبود و طلا از روم بايران وارد ميشد . بالاخره اين نكته ، كه ما محقّقا نميدانيم ، در دولت ساسانى گمرك ميگرفتهاند يا نه ، نيز مؤيد اين نظر است ، كه گمرك در دولت هخامنشى وجود نداشته ، زيرا از تاريخ معلوم است ، كه دولت ساسانى همواره ميخواست سنن دولت هخامنشى را زنده كند .
بنابراين طبيعى است ، كه دولت ساسانى اخذ گمرك را هم از بدعتهاى زمان مشئوم سلطهء مقدونيها بر ايران دانسته آن را لغو كرده باشد .
فصل سوم - مذهب ، اخلاق ، عادات
مبحث اول - مذهب
مقدّمه
اين مسئله ، كه شاهان هخامنشى و ايرانيان اين دوره چه مذهبى داشتهاند ، روشن نيست . جهت اين است ، كه از كتيبههاى شاهان هخامنشى اطلاعات كافى راجع به اين مطلب بدست نميآيد و مورّخين يونانى هم نه در اين مسئله دقيق شده و نه لااقل بشرح پرداختهاند . حتّى اگر لازم آمده از خداى ايرانيان اسمى برند ، آنهائى كه مانند هرودوت ، كتزياس و كزنفون معاصر بعض شاهان هخامنشى و با اوضاع ايران آشنا بودهاند ، بجاى معبود ايرانيها ارباب انواع يا آلهه يونانى را ذكر كردهاند ، مثلا ( زوس ) را بجاى اهورمزد - آفروديت يا ديان را بجاى مهر يا ناهيد و قس عليهذا و ديگر نوشتههاى آنان مجمل است .
بعلاوه بايد در نظر داشت ، كه نوشتههاى كتزياس گم شده و بما نرسيده و چيزهائى ، كه به او نسبت ميدهند ، نقل قولى است ، كه مورّخين قرون بعد مانند ديودور ، پلوتارك ، فوثيوس و غيره از او ميكنند . راست است كه كسانتوس ساردى « 1 » ، نويسندهء تاريخ ليديّه ، در قرن پنجم ق . م ميزيست و او چيزهائى راجع بمغها نوشته بود ، ولى
هامش
( 1 ) -Xantus de Sarde .