آنها روزها به اين معابد آمده و تقريبا هرساعت يك مرتبه در جلو آتش سرود ميخوانند . در اينحال دستهاى از تركهها بدست و يك باشلق نمدى بسر دارند و اطراف آن ، از سمت دو گونهشان ، آويزان است ، بحدّى كه لبها را ميپوشد . همين آداب در معابد اناهيتا « 1 » و اومانوس « 2 » نيز به عمل ميآيد ( مقصود از اومانوس بايد وهومنه باشد ، كه در قرون بعد جاويدان مقدّس انديشهء نيك بود ) اينها هم محوّطههائى از چوب و صورت چوبين اومانوس را ، در موقعى كه دسته حركت مىكند ، حركت ميدهند . اين چيزها را خودم ديدهام ، ولى چيزهائى ، كه بالاتر گفتم و آنچه پس از آن ميآيد از كتب مورّخين است ( بند 15 ) : « آنها مردگان را پس از آنكه موم ماليدند دفن ميكنند ولى مغها مردگان خود را دفن نميكنند ، بل ميگذارند تا اجساد را طيور بدرند » ( بند 20 ) .
نوشتههاى سترابون را ، چنان كه خود او گويد ، به دو قسمت بايد تقسيم كرد .
قسمتى ، كه عبارت از بند 13 و 20 باشد ، از نوشتههاى متقدّمين اقتباس شده و تقريبا همان نوشتههاى هرودوت است . باقى بندها چيزهائى است راجع بآداب قربانى و پرستش خدا كه مغها در زمان او در كاپادوكيّه معمول ميداشتند .
نوشتههاى پلوتارك
مورّخ مذكور در فصلى ، كه راجع به ايزيس و ازيريس « 3 » است ، چنين گويد : بعضى به دو خدا مانند ، دو خالقى كه رقيب يكديگر باشند ، قائلاند : خالق چيزهاى خوب و خالق چيزهاى بيمصرف . برخى اوّلى را خداى قادر مينامند و دوّمى را عفريت . زرتشت ، كه مغ بود و چنان كه گويند ، پنجهزار سال قبل از جنگ ترووا ميزيست ( 6000 سال ق . م ) چنين گفته ، ولى حالا اوّلى را هرمازس « 4 » و دوّمى را آريمانيوس « 5 » مينامند و او ( يعنى زرتشت ) گفت ، كه اوّلى بروشنائى بيش از هرچيز ديگر ، كه حسّ بشود ، شباهت دارد و دوّمى بتاريكى و جهل . در وسط آن دو وجود ميترس « 6 » است و به همين جهت پارسيها او را مهر ميانجى مينامند « 7 » .
هامش
( 1 ) -Anaitis .( 2 ) -Omanus .( 3 ) -Isis et Osirisهر دو از ارباب انواع مصريها بودند .
( 4 ) -Horomazes .( 5 ) -Areimanios .( 6 ) -Mithres .( 7 ) -Mithres le Mediateur .