تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1517

مساهمون:

ص١٥١٧
بطب و نجوم بود ، بيونانى ترجمه شود و پس از آن آن را هم بسوخت و آوستاى زمان ساسانيان در قرون بعد از سينه‌ها جمع‌آورى شد ، توضيح آنكه پس از آن اختلالى بزرگ در امور دينى ايرانيان مانند امور سياسى پديد آمد و اوضاع چنين بود ، تا اينكه بلاش شاه اشكانى امر بجمع‌آورى آوستا از سينه‌ها و تدوين آن كرد ، ولى اين كار در زمان اردشير اوّل بابكان بدستيارى مؤبدى تن سرنام انجام شد . شاپور اوّل ساسانى آنچه را ، كه بطب و نجوم مربوط بود ، از هند و يونان جمع‌آورى كرده به اين آوستا بيفزود . بعد در زمان شاپور دوّم ساسانى آذربد پسر مهرسپند ثابت كرد ، كه اين آوستا صحيح است و از اين ببعد به حكم شاپور مزبور اين آوستا قبول عامه يافت ( صحّت كتاب را مؤبد مزبور بدين وسيله ثابت كرد ، كه فلزّ گداخته روى قلب او ريختند و اثرى در وى نكرد ) . از اين روايت هم معلوم نيست ، كه محقّقا آوستاى اوّلى را گشتاسب نويساند يا دارا پسر دارا ، يعنى داريوش سوّم ، و گنج شاپيگان كجا بوده و مقصود از بلاش اشكانى كدام بلاش است . از روايت مزبور همينقدر برميآيد ، كه آوستائى در زمان گشتاسپ يا دارا - معاصر اسكندر - جمع‌آورى شده بود و در زمان اسكندر از ميان رفته و بعد ، كه خواسته‌اند جمع‌آورى كنند ، از سينه‌ها جمع كرده‌اند . بنابر آنچه گفته شد اگر بايد از مذهب شاهان هخامنشى و ايرانيان اين دوره با مدرك صحبت كرد ، مقتضى است باطّلاعاتى اكتفا شود ، كه از كتيبه‌هاى شاهان مزبور و نوشته‌هاى مورّخين معاصر اين دوره برميآيد و چيزهائى هم ، كه نويسندگان دورهء نزديك‌تر نوشته و ضمنا از كتب مورّخين قبل استفاده كرده‌اند ، بر اين اطّلاعات افزود . جهت اتّخاذ اين ترتيب واضح است : بىملاك و مدرك نميتوان نوشته‌هاى زمانى را شامل ازمنه‌اى كرد ، كه چندين قرن پيش بوده . پس از اين مقدمه بذكر مطلب پرداخته نوشته‌هاى مورّخين را ، چون اطّلاعات مبسوطترى ميدهد ، مقدّم ميداريم .