تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1520

مساهمون:

ص١٥٢٠
ميتراس « 1 » نامند و نيز ماه و آفروديت « 2 » و آتش و زمين و باد و آب را ميستايند ( سترابون بجاى ناهيد يا اناهيتا آفروديت را ذكر كرده ) . آنها در جاى پاك قربانى ميكنند و قبلا دعاهائى ميخوانند و حيوان قربانى را با رياحين ميآرايند . مغى كه مراسم قربانى را بجا ميآرد ، گوشت حيوان را قطعه‌قطعه مىكند و بعد هركس سهم خود را گرفته بخانه‌اش برميگردد . براى خدا سهمى نميدهند ، زيرا گويند ، كه فقط روح حيوان قربانى مال خدا است . باوجود اين بعضى عقيده دارند ، كه پارچهء كوچكى از گوشت حيوان روى آتش ميگذارند ( بند 13 ) . آنها بين آتش و آب از حيث مراسم قربانى بتفاوتى قائل‌اند . براى آتش چوب‌هاى خشكى ، كه پوست آن را كنده‌اند ، استعمال و آن را چرب ميكنند ، بعد ، از پائين ، خرمن هيزم را روشن ميكنند و روغن روى آن ميريزند ، بىاينكه هوا بدمند . اگر كسى به آتش هوا بدمد يا مرده را حمل كند و يا روى آتش فضاله بيفكند ، او را ميكشند . امّا براى آب ، وقتى كه آنها بدرياچه يا رود و يا چشمه‌اى رسيدند ، گودالى ميكنند و روى آن حيوان را ميكشند و مواظبند ، كه خون به آب ترشّح نكند . بعد مغها گوشت را روى مورد « 3 » يا شاخه‌هاى درخت غار ميگذارند و عصاى خود را به آن ميرسانند و سرودهائى خوانده روغنى را ، كه با شير و عسل مخلوط كرده‌اند ، به زمين ميريزند . پس از آن مدّتى مديد باز سرود ميخوانند . در اين حال دسته‌اى از تركه‌هاى درخت گز « 4 » بدست دارند ( بند 14 ) . در كاپادوكيّه طايفه مغها كثير العدّه است و اينها را كاهنان آتش مينامند . معابد خدايان پارسى نيز زياد است . چاقو هنگام قربان كردن استعمال نميكنند ، بل حيوان را با هيزم يا دسته هاون ميزنند . در اينجاها معابدى هست ، كه هركدام مانند محوّطه‌ايست و در وسط آن محرابى و روى آن خاكسترى زياد . مغها مواظبند ، كه آتش خاموش نشود .
هامش
( 1 ) -Mithras .( 2 ) -Aphrodite( ربّة النّوع وجاهت در يونان ) . ( 3 ) -Myrte .( 4 ) -Tamaris ( tamaric ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1520 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )