تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1516

مساهمون:

ص١٥١٦
نوشته‌هاى او هم بما نرسيده و مضامين آن را ديوژن لاارث « 1 » نويسندهء قرن دوّم و اوايل قرن سوّم ميلادى ذكر كرده . مورّخين و نويسندگانى مانند پلوتارك ، پلين ، كلمان اسكندرائى « 2 » ، پورفير « 3 » ، آگاثياس « 4 » ، فوثيوس « 5 » ، سيريل اسكندرائى « 6 » و غيره از زرتشت اسمى برده و از مذهب او چيزهائى گفته‌اند ، ولى اوّلا اين مورّخين و نويسندگان از قرون بعداند و ثانيا اينها هم در مذهب ايرانيان قديم دقيق نشده‌اند . مذهب زرتشت از نظر يونانيها غالبا مذهب آتش‌پرستى و سحر است ، خود زرتشت هاتف يا خبردهنده از مغيّبات و كليّة گفته‌ها يا نوشته‌هاى آنان بافسانه‌هائى مانند افسانه پرمته « 7 » و دزديدن آتش از آسمان و امثال آن شباهت دارد . كتب پهلوى ، كه متضمّن اطلاعات مبسوطى راجع بمذهب زرتشت است ، بعقيدهء متخصّصين و اهل فن غالبا پس از دورهء ساسانى نوشته شده يا ، اگر بخواهيم خيلى بالا رويم ، زمان نوشته شدن آنها بهرحال از قرن پنجم ميلادى نميگذرد . خود اين مسئله ، كه آيا ميتوان مضامين اين نوشته‌ها را شامل دوره‌اى كرد ، كه هزار سال قبل بوده ، مسئله‌ايست ، كه بىمدرك حل‌ّشدنى نيست ، بخصوص كه راجع به آوستا كتاب مقدّس زرتشتيان ، دين‌كرت ، كه يكى از كتب مهمّه مذهبى آنها است ، گويد : آوستا را گشتاسب يا دارا پسر دارا در دو نسخه بر 120 هزار پوست گاو با مركبى از طلا نويسانده يكى را در گنج شاپيگان و ديگرى را در خزانهء استخر گذارد و ، چون اسكندر قصر شاهان را آتش زد ، نسخهء آخرى بسوخت و نسخهء اوّلى را هم از گنج شاپيگان بيرون آورده امر كرد ، آنچه ، كه راجع
هامش
( 1 ) -Diogene Laerce( لاارث محلّى در كيليكيّه بود ) . ( 2 ) -Clement d'Alexandrie .( 3 ) -Porphyre .( 4 ) -Agathias .( 5 ) -Photius .( 6 ) -Cyrille . d'Alexandrie .( 7 ) -Prometheeافسانهء پرمته اجمالا اين است : او پس از آنكه انسان را از لاى ساخت ، آتش را از آسمان دزديده به او داد و زوس آلهه بزرگ ( بعقيدهء يونانيها ) از اين عمل او در خشم شده پاندر يعنى زنى را ، كه كمال وجاهت و دلربائى داشت ، با يك قوطى ، كه پر از آلام بود ، نزد وى فرستاد ، ولى پرمته با حيله‌هائى كيد اين زن را آشكار و بىاثر ساخت . بعد زوس پرمته را بكوه قفقاز ميخكوب و كركسي را مأمور كرد ، كه جگر او را بخورد . پرمته را يونانيها بانى اوّلين تمدّن بشر دانسته آتشى را ، كه او دزديده به انسان داده بود ، عقل و دانائى مىپنداشتند .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1516 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )