تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1455

مساهمون:

ص١٤٥٥
چنان كه در صفحهء 569 ذكر شد ، اگر نسخهء مصرى كتيبه‌هائى ، كه در نزديكى كانال سوئز كشف شده كاملا سالم مانده بود ، از تطبيق اسامى ايالات ايران در آن نسخه با كتيبهء نقش رستم ممكن بود بعض مجهولات را معلوم كرد ، ولى مع التأسف نسخهء مزبوره آسيب يافته و اين كار بدينوسيله ممكن نيست . بنابراين تا اسنادى ديگر كشف نشود ، بايد گفت ، كه وضع جغرافيائى چند ايالت ايران هخامنشى هنوز محقّقا معلوم نيست و بسط مقال هم در اين باب نتيجه ندارد ، زيرا دلائلى اقناع كننده ، براى صحّت حدس‌هاى مختلف ، بيان نمىشود . امّا اينكه داريوش قرطاجنه را جزو ممالك تابعه بشمار آورده ، جهت آن‌را بايد از اين‌جا دانست ، كه قرطاجنه را فينيقيها بنا كرده بودند و چون فينيقيّه ، يا مملكت مادرى قرطاجنه ، از ممالك تابعهء ايران هخامنشى بود ، بالطبع يكنوع تمكينى بر قرطاجنه نسبت بدربار ايران الزام ميشد ، روايت ژوستن ، كه در صفحهء 693 گذشت ، دليل اين معنى است ( تاريخ عمومى ، كتاب 19 ، بند 1 ) و ديگر بايد در نظر داشت ، كه منافع قرطاجنه در مغرب برقه با منافع ايران اصطكاك داشت و از اين نظر ، كه تصادمى بين پارسيها و قرطاجنه روى ندهد ، اهالى قرطاجنه از دربار ايران ملاحظه داشتند . بالاخره بايد بخاطر آورد ، كه در زمان لشكركشى خشيارشا بيونان قرطاجنه هم با جزيرهء سيسيل در جنگ شد ، تا نگذارد گلن جبّار آن بكمك يونانيها رود . از تمامى اين قرائن چنين به نظر ميآيد ، كه قرطاجنه متّحد ايران بوده و در زمان داريوش اوّل بقول ژوستن ( همانجا ) سه امر او را پذيرفته و مجرى داشته : يكى از سه امر مزبور ، چنان كه ذكر شد ، خوددارى از قربانى انسان بود . راجع به اين امر بايد توضيح كنيم ، كه در قرطاجنه مادران مقدّس عادت داشتند براى جلب رضاى خداى بزرگشان ، موسوم به ملك يا ملخ ، اطفالشان را قربان كنند و در اين موارد ، مادر طفل خود را روى دو دست مجسّمهء رب النوع مزبور ، كه بپيش بخطّ افقى دراز بود ، گذاشته در زير آن آتشى روشن ميكرد ، تا بچه كباب
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1455 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )