تو ميتوانى آنها را بشناسى . آنگاه تو خواهى دانست ، كه نيزههاى پارسىها دور رفته . آنگاه تو خواهى دانست ، كه پارسيها دور از پارس جنگيدهاند » .
بند پنجم
« داريوش شاه ميگويد : آنچه كردم ، بفضل اهورمزد بود .
اهورمزد يارى خود را به من عنايت كرد ، تا كار را بانجام رسانيدم . اهورمزد مرا از هر بدى بپايد « 1 » و نيز خانوادهء من و اين ممالك را . اين است استغاثهء من از اهورمزد . اهورمزد اين دعاى مرا اجابت كناد » .
بند ششم
« اى بشر ، آنچه اهورمزد امر كرده ، به تو ميگويم : راه راست را مگذار ، بد مينديش ، گناه مكن » ( ويسباخ ترجمه كرده : اى بشر ، فرمان اهورمزد را اطاعت كن ، راه راست را مگذار ، ستمكار مباش ) .
راجع ببعض اسامى ، كه داريوش در كتيبهء خود ذكر كرده ، بايد گفت ، كه محقّقين در تطبيق آن اختلافنظر دارند : 1 - ثتگوش را غالبا باساتاگيد « 2 » هرودوت تطبيق ميكنند و بايد اين نظر صحيح باشد . بنابراين اين ايالت عبارت از :
افغانستان مركزى بوده و تقريبا از هرات تا حوالى سند امتداد مييافته .
2 - گندار را ، بعضى با صفحهاى در شمال و شرقى كابل تطبيق كردهاند و برخى با كابل و پيشاور كنونى . 3 - سكهاى هومورك ، مردم سكائى بودند و مساكنشان در صفحهاى بود ، كه گياه هئومه به عمل ميآورد ، اين گياه همان سومه هنديهاى قديم است و در ميان پيروان زرتشت ، چنان كه در قرون بعد ديده مىشود ، در موقع عبادت به كار ميرفت . امّا به اين سؤال ، كه اين صفحه در كجا واقع بود ، جواب محقّقى نميتوان داد ، زيرا بعضى صفحهء مزبوره را در اينطرف رود سيحون مىنمايند و برخى در آنطرف . دلايلى ، كه اقناعكننده باشد ، براى تطبيق اين محل با يكى از محلهاى
هامش
( 1 ) - معنى اين عبارت هم درست معلوم نيست ، ولى مقصود تقريبا اهريمن يا بدى بوده .
( 2 ) -Satagydes .