تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1448

مساهمون:

ص١٤٤٨
كافى بود . پارسىهاى آن‌روز از جهت ثروت زياد ، كه از حكمرانى آن‌ها در مدّت دو قرن بر دنياى آن زمان حاصل شده بود ، در زندگانى باتجمّل و عيش‌وعشرت فرو رفته سست شده بودند و براى فداكارى حاضر نبودند . داريوش هم شاهى نبود ، كه براى اين زمان ايران بتخت نشسته باشد . اين زمان ايران شاهى مانند كوروش كوچك يا لااقل اردشير سوّم لازم داشت . داريوش نه عقل آنها را داشت و نه داراى ارادهء آنها بود ، و گرنه خارىدم را در ازاى نصيحتى چنان صحيح نميكشت ، زيرا ميبايست بخاطر آرد ، كه اردشير سوّم چگونه من‌تور را اداره و چه استفاده‌ها از وجود او كرد . مم‌نن هم ، كه آن خدمات برجسته را انجام ميداد ، برادر من‌تور بود . در مورد ديگر عقيدهء يونانيها را ، كه نبايد در ايسّوس جنگيد ، صحيح ميداند ، ولى اراده ندارد ، كه عقب نشسته در جلگه‌هاى بين النّهرين جنگ كند . چنين بود صفات داريوش كه ذكر شد ، ولى انصاف اقتضا مىكند ، كه درباره‌اش نيز گفته شود : او حيثيّت خود را تا نفس آخر حفظ كرد و با شرافت‌مندى عمر خود را بپايان رسانيد . بالاخره اين نكته را هم بايد اذعان داشت ، كه باوجود اوضاع درهم‌وبرهم دربار ايران آن زمان و با مسلّم بودن غفلت‌هاى پىدرپى و خبطهائى كه ميشد ، باز فقط شخصى فوق‌العاده مانند اسكندر توانست دولت هخامنشى را از پاى درآورد ، و اگر غير او ميبود ، نه مقدونيها موفق ميشدند و نه يونانيها و منتها پيشرفت آنها شايد تا سواحل رود هاليس ميبود . ثبوت اين عقيده آسان است : از آنچه در باب جنگهاى داريوش با اسكندر برطبق نوشته‌هاى مورّخين قديم ذكر شده ، پيدا است ، كه در گرانيك و ايسّوس ، در گوگمل و دربند پارس ، و در همه‌جا شخص اسكندر فتح را از چنگ ايرانيها ربوده . سرداران اسكندر از بهترين آنها ، كه پارمن‌ين بود ، گرفته تا پست‌ترينشان در موارد عديده صريحا يا تلويحا اظهار عقيده كردند كه ، اسكندر بگرفتن آسياى صغير و پول اكتفا كرده پيشنهاد عهد صلح را بپذيرد . با مرگ داريوش سوّم سلطنت سلسلهء هخامنشى و دورهء تسلّط پارسىها
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1448 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )