تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1446

مساهمون:

ص١٤٤٦
معلوم است و نيز از نوشته‌هاى مورّخين قديم پيدا ، كه اسكندر از فوت داريوش مشعوف گشته ، زيرا تا وقتى كه او زنده بود ، ايرانىها ميتوانسته دور او جمع شوند و ، چون بكرّات ديده شده ، كه در مواقع اضطرار عدّهء كمى توانسته بيش از لشكرهاى زياد در مقابل دشمن پا فشارد و فداكارى كند ، اين نكته و امكان اينكه داريوش جاهاى محكمى را گرفته مخاطراتى براى مقدونيها فراهم سازد ، اسكندر را نگران ميداشت . اين بود ، كه او جدّ داشت زودتر به داريوش رسيده نابود يا اسيرش كند . در اين مورد هم اقبال با او همراهى كرد ، زيرا دشمن او نابود شد ، بىاينكه بتوانند اين قضيّه را به او يا بسپاهيانش نسبت دهند . موافق روايات ايرانى وقتى كه اسكندر ببالين دارا رسيد ، او هنوز زنده بود و شاه سه چيز از اسكندر خواست : اوّل اينكه بيگانگان را بحكومت پارس نگمارد ، دوّم قاتل او را مجازات دهد ، سوّم دختر او روشنك را ازدواج كند . معلوم است ، كه گفته‌هاى داريوش به پوليس‌ترات باستثناى ازدواج روشنك در اين روايات منعكس گشته . امّا در باب روشنك بايد گفت ، كه روكسانه « 1 » مورّخين يونانى دختر اكسيارتس « 2 » يكى از نجباى سغد بود نه دختر داريوش . دختر شاه را استاتيرا ميناميدند ، كه بعدها اسكندر او را هم ازدواج كرد . بنابراين ، روايت داستانى ما در اين قضيّه هم مشوّش است .

مبحث چهارم صفات داريوش

از نوشته‌هاى مورّخين عهد قديم رويهمرفته چنين برميآيد ، كه داريوش شاهى بوده نيك‌نفس و ميخواسته امور ايران را اصلاح كند ، ولى آمدن اسكندر بايران مجالى به او نداده . داريوش براى جلوگيرى از حملات اسكندر وسائل عديده در دست داشت ، ولى تمامى اين وسائل به كار نرفت اگرچه هريك از وسائل در جاى خود ذكر شده ، باز براى روشن بودن مطلب مواردى را ، كه در آن اين وسيله‌ها به كار نرفته ، خلاصه ميكنيم :
هامش
( 1 ) -Roxana .( 2 ) -Xiartes .