تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1373

مساهمون:

ص١٣٧٣
براى پياده‌نظام سخت بود ، زيرا سپاهيان ، علاوه بر تندى آب ، با سنگهائى مصادف ميشدند ، كه آب ميغلطانيد و اشخاصى ، كه با بنه حركت ميكردند ، مجبور بودند با آب و بنه‌اى ، كه آب ميبرد ، همواره كشتى گيرند . در اين‌حال اسكندر فرياد ميزد بنه را رها كنيد و اسلحه‌تان را نجات دهيد ، ولى در ميان اين غوغا و همهمه كسى فرياد او را نمىشنيد و ، اگر هم مىشنيد ، وحشت و اضطراب بقدرى بود ، كه كسى در فكر اجراى فرمان نبود . بالاخره اسكندر امر كرد ، كه سپاهيان او دست يكديگر را گرفته سدّى تشكيل كنند و بكمك يكديگر از آب بگذرند و آب در اين موقع به بالاى سينهء آنها ميرسيد . بدين منوال پس از مجاهدت زياد قشون اسكندر به جائى رسيد ، كه آب رود كمتر و جريان آن ملايمتر بود . چنان كه از نوشته‌هاى مورّخين برميآيد و ، اگر هم آنها نمينوشتند ، معلوم و مسلّم بود ، دربار ايران در اين‌موقع خبطى بزرگ كرده ، كه قسمتى از قشون خود را براى ممانعت عبور اسكندر و قشونش به اين محلّ نفرستاده ، و الّا با تندى جريان رود و آب زياد آن ، به آسانى ممكن بود عبور را بمراتب مشكل‌تر كرده تلفات زياد بلشكر اسكندر وارد آورد و شايد عبور اصلا ممكن نميشد . بعضى عقيده دارند ، كه اگر داريوش در اين‌طرف رود ده‌هزار نفر آماده كرده بود ، اسكندر موفق نميشد از دجله بگذرد و اين غفلت را مانند غفلت‌هاى ديگر از خوشبختى اسكندر ميدانند . عقيدهء كنت‌كورث هم همين است ، مورّخ مذكور گويد ( كتاب 4 ، بند 9 ) : اگر مازه به مقدونيها هنگام عبور حمله مىكرد ، بواسطهء بىنظمى ، كه در فالانژها در اين‌موقع روى داده بود ، يقينا فاتح مىشد ، ولى بجاى اينكه اين كار كند ، فقط وقتى سواره‌نظام او به حركت آمد ، كه قشون مقدونى بساحل چپ رود گذشته بود و در اين‌موقع هم خبط كرده فقط هزار نفر سوار براى ممانعت از عبور مقدونيها فرستاد و معلوم است ، كه اسكندر به اين عدّهء كم با نظر حقارت نگريسته يكى از سركردگان خود را موسوم به آريس‌تن « 1 » مأمور كرد بدان حمله كند . جنگى
هامش
( 1 ) -Ariston .