جائى از دجله بگذرد ، كه آبش كمتر است . بنابر تمامى اين ملاحظات اسكندر پس از گذشتن از فرات به طرف شمال راند ، بحدّى كه بحدود ارمنستان نزديك شد و بعد در نزديكى گردون « 1 » از دجله گذشت . آريّان گويد ( كتاب 3 ، فصل 4 ، بند 2 ) : قشون اسكندر در اين حركت كوههاى گردون را از طرف چپ و دجله را از طرف راست داشت . در اينجا بىمناسبت نيست بيفزائيم ، كه چون در نسخهء اصلى نوشتههاى آريّان بجاى گردون سغدون نوشته شده بود ، بعضى تصوّر ميكردند ، كه در آن زمان در اينجا محلّى موسوم به سغديان بود ، ولى بعد معلوم شد ، كه اين اشتباه از تصحيف كاتب بوده ، بخصوص كه نوشتههاى سترابون ، پلوتارك و كنتكورث تأييد مىكند ، كه اسكندر از نزديكى گردون گذشته و كوههاى گردون هم ، چنان كه معلوم است ، در شمال اربيل واقع است . اين مطلب را يكچيز هم تأييد مىكند : موافق عقيدهء متخصّصين نظامى براى گذشتن لشكرى از رود بزرگ ، عمق آن نبايد از چهارپا براى سوارهنظام و از سهپا براى پيادهنظام بيشتر باشد و ، چون اسكندر در اوّل پائيز 331 ق . م از دجله گذشته ، ميبايست چنين محلى را براى عبور انتخاب كرده باشد .
عبور اسكندر از دجله
مورّخين يونانى گويند ، وقتى كه سوارهنظام اسكندر وارد دجله گرديد ، در ابتداء آب تا سينهء اسبان و در وسط رود تا گلوى آنها بود ( كنتكورث نوشته در آسيا رودى نيست ، كه بتندى دجله باشد و براى استدلال باسم دجله ، يعنى تيگر « 2 » ، استناد كرده ، گويد كه تير را به زبان پارسى تيگريس « 3 » گويند ) .
پيادهنظام به دو قسمت تقسيم و ، در حالى كه جناحين آن را سوارهنظام حفظ ميكرد ، وارد دجله شد . اينها اسلحه را روى سر گذارده بودند و مانند بارى آن را بر دوش داشتند . اسكندر در پيش حركت كرده گدار را به آنها مىنمود . عبور از دجله
هامش
( 1 ) -Gordouene .( 2 ) -Tigre .( 3 ) -Tigrisداريوش اوّل در كتيبهء نقش رستم اين لفظ را بمعني ( تيز ) استعمال كرده ، چنان كه گويد تيگرخئود ( خود نوكتيز ) .