تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1376

مساهمون:

ص١٣٧٦
عقب نشيند . خبط بزرگ ايرانيهاى اين زمان همانا عدم ممانعت از عبور اسكندر از دجله است . اگر آنها از عبور قشون اسكندر در اينجا مانع ميشدند ، بهره‌مند مىبودند . بنابراين جاى حيرت است ، كه چرا از اين‌موقع مناسب استفاده نكرده‌اند و چرا با داشتن سواره‌نظام زبده ، حركت قشون اسكندر را در بين النّهرين كند و مختل نساخته‌اند . پارتىهاى چند قرن بعد نمودند ، كه در اين جلگه‌ها ، با سواره‌نظامى ، كه بجنگ گريز معتاد بود ، چه كارهاى مفيد ممكن بود انجام داد . تمامى خبطها از زمان عبور اسكندر از داردانل تا اينجا و آنچه كه پائين‌تر بيايد ، فقط بر يك چيز دلالت مىكند : نه كسى ، بجز به‌تيس كوتوال غزه و آرىبرزن براى فداكارى حاضر بوده و نه نقشه‌اى در كار . پارسىهاى اين زمان پارسىهاى زمان كوروش نبودند و حكومتشان بر دنياى آن زمان در مدّت دو قرن آنها را پروردهء ناز و نعمت داشته روحا و جسما سست كرده بود . اين است ، كه در هرجا بهانه‌اى براى احتراز از زحمات و مشقّات مييابند : يك‌جا دير ميرسند ، در جاى ديگر بجاى ده‌هزار نفر هزار نفر ميگمارند ، آن هم وقتى كه موقع گذشته ، در اكثر جاها شهرها را بدشمن تسليم ميكنند ، تنگها و گردنه‌ها را بىحفاظ ميگذارند و . . . و . . . و . . . اين اوضاع نظير اوضاعى است ، كه بالاتر در مورد آسور ، بابل و غيره ديده شد و در اين مورد هم يكدفعهء ديگر تاريخ درس خود را تكرار كرد .

حركت اسكندر به طرف گوگمل

همين كه اسكندر به راه افتاد ، در طليعهء صبح شاطرهاى او رسيده خبر دادند ، كه داريوش در ميرسد . بر اثر اين خبر ، اسكندر قشون خود را به ترتيب جنگى درآورد و خود در رأس قشون قرار گرفت ، ولى به زودى معلوم شد ، كه شاطرها اشتباه كرده‌اند و سپاهى ، كه ديده‌اند ، سپاه تفتيشى ايران بوده ، كه بعدّهء هزار نفر دور از قشون اصلى حركت ميكرده . اسكندر بر اينها حمله برده يكعدّه را كشت ، عدّه‌اى را اسير كرد و مابقى به طرف قشون اصلى عقب نشستند ( آريّان ، كتاب 3 ، فصل 4 ، بند 3 ) . در همين‌وقت اسكندر قسمتى از سواره‌نظام مقدونى را مأمور كرد برود ، عدّه و مواقع دشمن را معلوم و ضمنا آتش‌هائى را ، كه ايرانيان بدهات زده‌اند ، خاموش