تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1375

مساهمون:

ص١٣٧٥
ماه ميگرفته ، اين حادثه دلالت ميكرده بر اينكه پادشاهان پارس با خدائى ، كه بر ضدّ آنها بوده‌اند ، ميجنگيده‌اند » . بعد مورّخ مذكور گويد ( كتاب 4 ، بند 9 ) « چيزى مانند خرافات و ترهّات نسبت به جماعت مؤثّر نيست . جماعت ، كه در موارد ديگر سركش ، شقى و بىثبات است ، همين كه در تحت اثر موهومات واقع شد ، نسبت بكاهنانش بيشتر فرمانبردار است ، تا برؤساء خود . بنابراين ، همين كه جواب كاهنان مصرى در اردو انتشار يافت ، يأس سربازان مبدّل باميدوارى و اطمينان گرديد » ( در اينجا لازم است گفته شود ، كه ايران را با بابل از قديم الايّام جزو اقليمى ميدانستند ، كه كوكب آن آفتاب بود نه ماه . اگر روايت كنت‌كورث صحيح باشد ، كاهنان مصرى براى خوش‌آمد اسكندر و بواسطه خصومتى ، كه با ايرانيان داشته‌اند ، ماه را ستارهء ايران گفته‌اند و اگرچه مورّخين قديم در اين باب ساكت‌اند ، ولى از جريان وقايع و سوابق معلوم است ، كه قبلا اسكندر از آنها خواسته جواب مساعدى براى او تهيّه كنند ) . آريّان نوشته ( كتاب 3 ، فصل 4 ، بند 2 ) ، كه خسوف كلى شد و اسكندر براى آفتاب و ماه و زمين قربانى كرد . امّا از تطيّر كاهنان مصرى دربارهء ايران ساكت است و فقط ميگويد ، كه آريستاندر كاهن اسكندر اين حادثه را بفال نيك گرفت و اسكندر ، چون احوال روحى سپاهيان خود را مساعد ديد ، خواست از موقع استفاده كند و هنوز سپيدهء صبح ندميده بود ، كه امر كرد قشون او به راه افتد . در اين‌وقت مقدونىها دجله را از طرف دست راست و كوههاى گرديان « 1 » را از طرف چپ داشتند . از نوشته‌هاى مورّخين پيدا است ، كه دربار ايران خواسته در اينموقع نقشهء مم‌نن را بموقع عمل بگذارد و ، باوجود اينكه در اينوقت اسكندر از دجله گذشته بود و از دشت نبرد هم دور نبود ، فقدان آذوقه اثر غريبى در مقدونيها كرده و نزديك بوده آنها را بشورش دارد ، ولى بايد گفت ، كه اين نقشه اگر ميبايست اجرا گردد ، موقعش وقتى بود ، كه اسكندر در بين النّهرين بود ، يا در صورتى كه داريوش تصميم ميكرد با قشون خود بدرون ايران
هامش
( 1 ) -Gordienes .