نخواهد شد . افىيالت ، كه روحا و جسما قوى بود ، گفت : « محاصرهء طولانى ضررهائى دارد ، كه جبرانپذير نيست . بجاى اينكه ما در شهر نشسته بدفاع پردازيم و خردخرد از قواى ما بكاهد ، بهتر اين است ، كه عدّهاى از سپاهيان اجير شجاع را برداشته بيرون رويم و نبردى مردانه با دشمن كنيم ، تا مگر فتح را از چنگ دشمن بربائيم . اجراى اين پيشنهاد ظاهرا سخت و مشكل ، ولى درواقع امر بس آسان است ، زيرا مقدونىها انتظار هرچيز را دارند ، جز اينكه من پيشنهاد ميكنم و ، وقتى كه سيل مردان جنگى بجانب آنها جارى شد ، آنها را با خود خواهد برد » . ممنن هرچند مردى بود باحزم و نقشههاى تهوّرآميز را نمىپسنديد ، ولى در اينموقع با افىيالت مخالفت نكرد ، زيرا اميد نداشت كمكى در آتيهء نزديك برسد و نيز معلوم بود ، كه محصورين بر اثر محاصره بالاخره در موقع بسيار بدى واقع خواهند شد . بنابراين تصوّر ميكرد ، كه شايد جرئت و جلادت كارى بكند ( بىقيدى و اهمال رجال ايران آن روز واقعا حيرتآور است :
در مىلت بحريّهء قوى ايران به كار نيفتاد و در اينجا قوّه نرسانيدند ) . بارى ، افىيالت دوهزار نفر از ميان سپاهيان اجير يونانى انتخاب كرده به آنها گفت ، كه هزار مشعل تهيّه كنند و اسلحه برگرفته در طليعهء صبح منتظر امر او باشند . در طليعهء صبح ، اسكندر مقدونىها را باز مأمور كرد ديوار جديد را خراب كنند و آنها با جدّى هرچه تمامتر به اين كار پرداختند . در اينوقت افىيالت امر كرد دروازه را گشودند ، هزار نفر را با مشعلهاى افروخته از شهر بيرون كرد و خود با هزار نفر ديگر از پى مشعلدارها روانه شد ، تا اگر مقدونىها بخواهند از آتش زدن اسباب و ادوات محاصره ممانعت كنند ، با آنها بجنگد . اسكندر ، همين كه از اين قضيّه آگاه شد ، بىدرنگ قشون خود را به حال « حاضر جنگ » درآورد و سربازان كارآزموده بكمك سپاهيان تازهكار فرستاد و ، در حالى كه قسمتى از مقدونىها مشغول خاموش كردن حريق بودند ، خود با قشون زياد بجنگ افىيالت آمد ، ولى اين سردار شيردل هركه را ، كه با او طرف ميشد ، به خاك ميانداخت و با صداى رسا و اشارات و سرمشقى ،
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1272
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص١٢٧٢