سبقت را از حيث رشادت بربايد و پير و برنا با يكديگر درآويخته بودند . بالاخره بواسطهء برترى عدّه ، بهرهمندى با مقدونىها گرديد : افىيالت رشيد با عدّهاى زياد از سپاهيان دلير خود كشته شد و باقىماندهء اين دسته به طرف شهر عقب نشست . عدّهاى از مقدونيها در تعقيب آنها داخل شهر شدند ، ولى در اين حين اسكندر امر كرد شيپور بازگشت بدمند ، زيرا شب دررسيده بود و او بيم داشت از اينكه مبادا ، بواسطهء تاريكى ، مقدونىها جاها را تشخيص نداده در دامهائى افتند .
پس از آن ممنن و نيز ارنتوبات « 1 » ايرانى ، كه حاكم شهر بود ، با رؤساء ديگر شور كرده قرار دادند شهر را تخليه كنند و از خاموشى شب استفاده كرده برج چوبين و انبار و مهمّات و نيز بناهائى را ، كه مجاور ديوار شهر بود ، آتش زدند . حريق فورا درگرفت و باد آتش را تيز كرده شعلههاى آن را خيلى دور برد . در اين احوال از اهالى آنهائيكه رشيد بودند و نيز سپاهيان ساخلو ، شهر را ترك كرده به اركى ، كه در جزيرهء كوچكى واقع بود ، رفتند و عدّهاى در ارگ ديگر ، كه سالماسيد « 2 » نام داشت ( باسم چشمهاى ، كه در درون ارگ روان بود ) جمع شدند . بقيّهء اهالى را بحريّهء ايران بجزيرهء گس ، با آنچه اشياء قيمتى داشتند ، حمل كرد . اسكندر از مشاهدهء حريق بر قضيّه آگاهى يافت و دستهاى را از مقدونيها فرستاد ، كه داخل شهر شده اشخاصى را ، كه آتش را تيز مىكردند ، بكشند .
روز ديگر اسكندر ديد ، كه ايرانيها و سپاهيان اجير يونانى هر دو ارگ ، را اشغال كردهاند . در ابتداء خواست بمحاصرهء اين دو قلعه بپردازد ، ولى بعد دريافت ، كه محاصره به طول خواهد انجاميد و براى گرفتن ارگها صلاح نيست معطّل گردد . اين بود ، كه امر كرد شهر هاليكارناس را خراب و دور ارگهاى مزبور ديوارى كشيده خندقى حفر كنند . پس از آن بطلميوس را حاكم كاريّه كرده سههزار سپاهى و دويست سوار به او داد ، كه مراقب اين دو قلعه باشد .
چندى بعد بطلميوس قواى آساندر « 3 » حاكم ليديّه را بكمك خود طلبيد و هر دو
هامش
( 1 ) -Orontobate .( 2 ) -Salmacide .( 3 ) -Asandre .