تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1211

مساهمون:

ص١٢١١
اين موقع باز دوستان اسكندر و مادر او بتكاپو افتاده فيليپ را متّهم كردند باينكه ميخواهد براى آريده پشتيبانى تدارك كند ، زيرا قصد دارد او را جانشين خود قرار دهد . اسكندر از اين شايعات سخت مشوش شده تسّالوس نامى را ، كه طبيب بود ، نزد پادشاه مزبور فرستاد ، تا به او بفهماند ، كه آريده حرامزاده و بعلاوه ديوانه است و بهتر آن است ، كه او طالب دوستى اسكندر باشد . پيكسودور را اين پيشنهاد خوش آمد ، ولى فيليپ ، همين كه از قضيّه آگاه شد ، با فيلوتاس پسر پارمن‌ين ، كه يكى از دوستان و محارم اسكندر بود ، به منزل پسرش رفته او را سخت ملامت كرد و گفت با آنهمه مال ، كه در اختيار تو خواهد بود ، آيا سزاوار است ، اين‌قدر بىحميّت باشى ، كه بخواهى با يك كاريانى ، بندهء شاه خارجى ، بند و بست كنى . پس از آن فيليپ به كرنتىها نوشت ، كه تسّالوس را در زنجير كرده نزد او فرستد و چهار نفر را ، كه دوستان اسكندر بودند ، از مقدونيّه اخراج كرد . اسامى آنها را ذكر ميكنيم ، زيرا پس از كشته شدن فيليپ اسكندر آنها را مورد اعتماد خود قرار داد و بعضى از آنها كارهاى نمايان كردند . اشخاص مذكور اين‌ها بودند : بطلميوس ، هارپالوس ، نه‌آرخ ، فريگيوس « 1 » . بعد از كشته شدن فيليپ در دربار مقدونى ميگفتند ، كه اين قتل از ضدّيت بين كلئوپاتر و المپياس روى داده ، زيرا توهين خونينى ، كه به پوزانياس شد بتحريك اوّلى بود و انتقامى ، كه او از فيليپ كشيد ، بتشويق و تشجيع دوّمى . حتّى از خود اسكندر ظنين گشته گفتند ، كه او در قتل فيليپ دست داشته يا از اين قضيّه بىاطّلاع نبوده . جهت سوءظنّ از اينجا بود ، كه اسكندر مادر خود را بسيار دوست ميداشت و بواسطهء رفتار بد فيليپ با او از پدر مكدّر بود و ديگر اينكه ، چون پوزانياس از رفتار زشت آتّالوس با او ، باسكندر شكايت كرد ، او در جواب ، شعرى از مده « 2 » شاهكار اورىپيد « 3 » شاعر معروف يونانى خواند ، كه مضمونش چنين است « من زوج و زوجه و آنكه را ، كه باعث زواج شده است ، مجازات خواهم كرد » ( پلوتارك ، اسكندر ، بند 14 ) . اين است مضمون نوشته‌هاى مورّخ مذكور ، ولى بايد گفت ،
هامش
( 1 ) -Ptolemee , Harpalus , Nearque , Phrygius .( 2 ) -Medee .( 3 ) -Euripide .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1211 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )