كه شركت اسكندر در قتل پدرش ثابت نشده بخصوص ، كه او شركاء قاتل پدر و اشخاصى را ، كه در كنكاش او دست داشتند ، سخت مجازات كرد . در خاتمه مقتضى است گفته شود ، كه در داستانهاى ما فيليپ دوّم را فيلقوس ناميدهاند و اين اسم بايد مصحّف فيليپپوس « 1 » باشد . از مورّخين قرون اسلامى هم عدّهاى اسم او را فيلبس يا فيلقس و فيلقوس نوشتهاند .
قسمت سوم - اسكندر سوم ( كبير )
نام
اسم اين پادشاه مقدونى الكساندر « 2 » بود و مورّخين عهد قديم همچنين نوشتهاند ، ولى مورّخين قرون اسلامى او را اسكندر « 3 » يا اسكندر الرومى « 4 » و يا اسكندر ذىالقرنين « 5 » ناميدهاند و بعضى هم اسكندر المقدونى ( روم را بايد بمعنى يونان يا مقدونى فهميد ، زيرا بيزانس يا روم شرقى را در زمان ساسانيان و قرون اوليّهء اسلامى روم ميگفتند ) اگر رعايت ترتيب تاريخ را بكنيم ، او در ميان پادشاهان مقدونيّه اسكندر سوّم است ، زيرا چنان كه در جاى خود ذكر شد ، دو اسكندر نام ديگر قبل از او بر تخت مقدونى نشسته بودند ، ولي مورّخين عهد قديم او را غالبا اسكندر پسر فيليپ ناميدهاند ( در عهد قديم معمول نبود ، كه پادشاهان هماسم را با اعداد ترتيبى ذكر كنند ) و مورّخين جديد اسم او را عموما الكساندر مقدونى يا آلكساندر كبير نوشته و مينويسند . در داستانهاى ما او را اسكندر گفتهاند ، ولى از كتب پهلوى مانند كارنامهء اردشير بابكان و بعضى ديگر ديده مىشود ، كه در ايران قديم او را الكسندر يا الكساندر ميناميدند .
نسب
چنان كه گذشت ، پدرش فيليپ دوّم بود و مادرش المپياس دختر نهاوپتولم « 6 » پادشاه ملسها « 7 » . ملسها مردمى بودند يونانى ، كه در درون اپير نزديك درياچهء پئومبوتى يا ژانين كنونى سكنى گزيده بودند و پادشاهان اين مردم از خانوادهء اآسيدها « 8 » بشمار ميرفتند و اين خانواده هم نسب خود را به آشيل « 9 »
هامش
( 1 ) -Philippos .( 2 ) -Alexandre .( 3 ) - مسعودى در مروج الذهب ج 1 ص 99 و ابن النّديم الورّاق در كتاب الفهرست صفحهء 345 .
( 4 ) - ابو ريحان و حمزهء اصفهانى در كتبى كه بالاتر ذكر شده .
( 5 ) - ابن اثير در تاريخ كامل ، ج 1 ، صفحهء 21 .
( 6 ) -Neoptoleme .( 7 ) -Molosses .( 8 ) -Eacides .( 9 ) -Aehille .