پهلوان داستانى يونان در جنگ ترووا « 1 » ميرسانيد . بنابراين ، چون پادشاهان مقدونى عقيده داشتند ، كه نژادشان به هركول نيم ربّ النوع يونانى ميرسد ، مورّخين يونانى نسب اسكندر را از طرف پدر به نيم ربّ النّوع مزبور و از طرف مادر به آشيل پهلوان داستانى ميرسانند ( پلوتارك ، اسكندر ، بند 2 ) . تولّد اسكندر در شهر پلّا در ژوئيّه ( 20 خرداد - 20 امرداد ) 356 ق . م بود و در سنّ 20 سالگى بتخت نشست . زايد نيست گفته شود ، كه در داستانهاى ما المپياس مادر اسكندر را ناهيد ناميدهاند .
افسانههائى راجع بنژاد او
چنان كه عادت مردمان است ، كه در اطراف نام اشخاص فوقالعاده داستانها يا افسانههائى بگويند ، دربارهء اسكندر هم چيزهائى گفتهاند . بعض مورّخين عهد قديم مانند ديودور اين نوع گفتهها را بسكوت گذرانيده و فقط نسب او را ذكر كردهاند ، چنان كه مورّخ مذكور گويد ( كتاب 17 ، بند 1 ) نسب اسكندر از طرف پدر به هركول « 2 » ( نيم ربّ النّوع يونانى ) و از طرف مادر به اآسيدها ميرسد ، ولى برخى ديگر مانند پلوتارك و كنتكورث اين داستانها را ذكر ميكنند ، بىاينكه بصحّت آن عقيده داشته باشند و مقصود ما هم از ذكر افسانهها فقط اين است ، كه احوال روحى معاصرين او را بنمائيم . كنتكورث گويد ( اسكندر ، كتاب 1 ، بند 1 ) :
از اين جهت ، كه تقدير همواره مطيع ميل و شهوات اسكندر بود ، كاميابىهاى او باعث شد ، كه نه فقط پس از اينكه كارهايش را بانجام رسانيد ، بلكه از ابتداء سلطنتش در نسب او ترديد كرده بگويند ، كه آيا صحيحتر نيست بجاى اينكه او را پسر هركول و از اعقاب ژوپىتر « 3 » بدانيم ، به اين عقيده باشيم ، كه او پسر بلافصل خود ژوپىتر است . بنابراين اشخاصى زياد بدين عقيده شدند ، كه ژوپىتر به شكل مارى در رختخواب مادر اسكندر داخل شد و از اين ارتباط اسكندر به دنيا آمد .
پس از آن خوابهائى ، كه ديدند و جوابهائى كه غيبگويان دادند ، تماما مؤيّد
هامش
( 1 ) -Troie .( 2 ) -Hercule .( 3 ) - خداى بزرگ يونانىها و روميها ( يونانىها او را زوس مىناميدند ) .