تشويق كرد و شعرا و ادباى يونانى را بدربار خود طلبيد . پسر او آرخىلائوس « 1 » ، كه از كنيزكى تولّد شده بود ، تمام ورّاث قانونى را كشت ، تا كسى معارض او نشود ، بعد راهها را ساخت ، طرح شهرهائى زياد ريخت ، تشكيلات لشكرى را محكم ، مسابقههائى مانند يونانيها براى ورزشها ايجاد ، نقّاشها و شعراى يونانى را بدربار خود جلب كرد . پس از او اغتشاشات درونى شروع گرديد و باعث آن فرقهاى بود ، كه بر ضدّ يونانيها بودند . اين جنگها ده سال به طول انجاميد و بالاخره آمينتاس نبيرهء اسكندر اوّل ، كه بايد به ترتيب تاريخ آمينتاس سوّمش ناميد ، بوسيلهء ازدواجها موقتا اغتشاش داخلى را فرونشاند . پس از هفت سال لنكستيدها « 2 » بر او شوريده ديگرى را پادشاه كردند ، ولى آمينتاس بواسطهء كمك يونانيها باز بسلطنت برگشت ( 382 ق . م ) . اوضاع يونان در اين زمان براى پادشاه مقدونيّه مساعد بود ، زيرا چنان كه گذشت ، آتنيها و لاسدمونىها بسبب سياست دربار ايران يكى پس از ديگرى ضعيف شده و اهالى تسّالى هم مشغول منازعات داخلى بودند . پس از آمينتاس سوّم پسرش اسكندر ( به ترتيب تاريخ اسكندر دوّم ) جانشين وى شد و خواست سياست تعرّضى نسبت باهالى تسّالى اختيار كند ، ولى تبىها از آنها حمايت كرده با قشونى وارد مقدونيّه گرديدند . در اين احوال جنگ داخلى در اين مملكت درگرفت ، توضيح آنكه بطلميوس « 3 » كه دختر آمينتاس را داشت ، بر اسكندر ياغى شد . بعد منازعه بدين ترتيب خاتمه يافت ، كه در مقدونيّه هر دو حكومت كنند ، ولى اسكندر به زودى كشته شد و بطلميوس تنها مالك الرّقاب مقدونيّه گرديد . اين وضع هم دوامى نداشت ، زيرا پرديكّاس پسر آمينتاس سوّم تخت را تصرّف كرد و پس از چندى در جنگى ، كه بر ضدّ تمنيدها ميكرد ، كشته شد . پس از اين واقعه تخت نصيب برادر پرديكّاس و كوچكترين پسر آمينتاس سوّم ، كه فيليپ نام داشت گرديد ( 359 ق . م ) او را فيليپ دوّم ناميدهاند .
هامش
( 1 ) -Archilaus .( 2 ) - اينها يكى از خانوادههاى قديم مقدونيّه بودند .
( 3 ) -Ptolemee .