را مانتياس نام با سههزار سپاهى سنگيناسلحه و عدّهاى زياد از سفاين بكمك او فرستادند . در اين احوال مقدونيها از شكست قشون خود در جنگ با ايلّيريه و نيز از مخاطراتى ، كه وطن آنها را تهديد ميكرد ، سخت افسرده و خود را باخته بودند ، ولى فيليپ از بدى اوضاع نهراسيد ، همواره مقدونيها را دل داد ، همّ خود را باصلاح و قوى كردن قشون مقدونى مصروف داشت و با اين مقصود تشكيلات سپاه را تكميل و اسلحهء آن را بهتر كرد و سپاهيان را بورزشهاى نظامى واداشت ، تا بسختيهاى جنگ عادت كنند . از اصلاحات نظامى او يكى هم اين بود ، كه خواست بر ضخامت دستههاى قشون بيفزايد و صفوفى ترتيب داد ، كه موسوم به فالانژ « 1 » مقدونى گرديد . توضيح آنكه لشكر در موقع جنگ بستونهائى تقسيم ميشد ، كه هر يك از آنها صفوف عديده داشت و اسلحهء آنها از جمله عبارت بود از نيزههائى ببلندى 16 پا . بدين ترتيب صف پنجم ميتوانست صف اوّل را حمايت كند ( بايد بخاطر آورد ، كه در آن زمان اسلحهء ناريه نبود ، و الّا اين ترتيب براى دادن تلفات زياد بهترين وسيله است ) گذشته از اصلاحات مزبوره فيليپ سعى ميكرد ، كه با زبان خوش ، مواعيد و پاداشها مردم را رو به خود كند و با پول نفاق در ميان دشمنان خود اندازد . اگرچه در اين راه بهرهمند بود ، ولى نتوانست با مانتياس سردار آتن كنار بيايد و او به شهر متن « 2 » درآمد و دستهاى از سپاهيان اجير را با آرژه به شهر اژس « 3 » فرستاد ، تا مدعى مزبور اهالى را بر ضدّ فيليپ تحريك و بهمدستى آنها تخت را تصرّف كند ، ولى شهر مذكور با آرژه همراه نشد و او به متن برگشت .
بعد فيليپ با قشون خود دررسيد و جنگى با سپاهيان اجير كرده آنها را شكست داد ( همانجا بند 3 ) اين فتح فيليپ تا اندازهاى دل مقدونيها را قوى كرد . پس از آن فيليپ رسولانى به آتن فرستاده خواهان عقد عهدى گرديد و ، چون از ادعاى خود به شهر آمفى پوليس واقع در تراكيّه صرفنظر كرده بود ، عهد صلح منعقد شد .
در اين اوان فيليپ شنيد ، كه پادشاه پئونها فوت كرده و مصمّم گشت بر آنها بتازد . بر اثر
هامش
( 1 ) -Phalange .( 2 ) -Methone( واقع در مقدونيه ) .
( 3 ) -Aeges .