اين تصميم بولايت آنها داخل شده فاتح گشت و آن را بمقدونيّه ضميمه كرد . از دشمنان او فقط ايلّيريها باقى مانده بودند و ، چون فيليپ ميخواست اين مملكت را هم از پا درآورد ، قشون خود را جمع كرده با دههزار پياده و ششهزار سوار به ايلّيريه حمله برد . پادشاه آن ، كه اين حمله برايش ناگهانى بود ، رسولانى نزد فيليپ فرستاده خواستار صلح شد ، به اين شرط كه هركدام از طرفين متخاصمين شهرهائى را ، كه در تصرّف دارند ، حفظ كنند . فيليپ جواب داد ، كه به صلح مايل است ، ولى بدين شرط ، كه ايلّيريها شهرهاى مقدونى را پس بدهند . بر اثر اين جواب پادشاه ايلّيريه براى جنگ حاضر شد . ديودور گويد ( كتاب 16 ، بند 4 ) بالاخره سواره نظام مقدونى از پهلو و از عقب بسپاه ايلّيريها فشار آورد و فيليپ ، كه در رأس قشون خود دليرانه ميجنگيد ، قسمت بزرگ دشمن را هزيمت داد . در نتيجه پادشاه ايلّيريها پيشنهاد صلح كرد و قرار شد ، كه ايلّيريها ساخلوها را از شهرهاى مقدونى بردارند و اين شهرها جزو مقدونيّه گردند . اين فتح بر ابهت فيليپ افزود . پس از آن ، چون اهالى آمفىپوليس فيليپ را دوست نميداشتند ، او با لشكرى اين شهر را محاصره كرد ، ادوات محاصره به كار برده شهر مزبور را گرفت و بر اعتبارات خود در تراكيّه افزود . بعد شهر پيدنا « 1 » را گرفته و اهالى آن را بردهوار بفروخت و خود محل را به النت « 2 » ، كه شهر مهمّى بود ، واگذارده اهالى آن را طرفدار خود كرد . پس از اين كارها فيليپ شهر پوتيده « 3 » را گرفت و به كرنيداس « 4 » رفت .
در اين شهر معدنى از طلا بود ، ولى اين فلزّ را كم استخراج ميكردند . فيليپ مقدار استخراج را بحدّى رسانيد ، كه ساليانه هزار تالان « 5 » عايدى برميداشت . اين عايدى وسيلهء بزرگى براى زياد كردن قشون مقدونى و گرفتن سپاهيان اجير و خريدن متنفّذين يونانى شد و فيليپ سكّهاى از طلا زد ، كه موسوم به فيليپپيك « 6 » گرديد .
در اين اوان ( 358 - 357 ق . م ) مقام فيليپ در مقدونى كاملا محكم و اغتشاشات داخلى رفع شده بود و بواسطهء فتوحات مقدونيها ابهت پادشاه چنان بود ، كه كسى
هامش
( 1 ) -Pydna .( 2 ) -Olynthe .( 3 ) -Potidee .( 4 ) -Crenidas .( 5 ) - 5600000 فرنك طلا .
( 6 ) -Philippique .