هائوآن و آارپ بودند ، از آرگس به مقدونيّه آمده در اينجا برقرار شدند و شهر اژس « 1 » را مقرّ حكومت كردند ( 600 ق . م ) . اينها و اعقابشان بمرور ساير قسمتهاى مقدونيّه را تسخير كرده بدرياى اژه « 2 » رسيدند و در زمان حكومت پنجمين پادشاه ، كه آمينتاس « 3 » نام داشت ، مقدونيّه ارتباطى با عالم يونانى يافت . در زمان اين پادشاه داريوش اوّل به قصد سكاها از بوسفور گذشت و ، پس از مراجعت ، چنان كه ذكر شد ، بغابوخش را با قشونى در اروپا گذاشت ، تا تراكيّه و مقدونيّه و ساير ولايات شبهجزيرهء بالخان را مطيع كند . او اين مأموريت را انجام داد ، چنان كه آمينتاس دستنشاندهء ايران گرديد . اسكندر پسر آمينتاس ، كه بايد به ترتيب تاريخ اسكندر اوّلش ناميد در موقع جنگهاى خشيارشا با يونان سردارى در قشون ايران ، ولى باطنا طرفدار يونانىها بود . پس از جنگ پلاته ( 479 ق . م ) تراكيّه و مقدونيّه از ايران جدا شدند . بنابراين مدّت دستنشاندگى مقدونيّه را بايران بايد از 514 تا 479 ق . م دانست . باوجود اينكه اسكندر در موقع جنگهاى ايران و يونان باطنا با يونانىها بود ، پس از رفع خطر چه خودش و چه جانشينان او از ايجاد مستعمرات آتن در شمال بحر الجزائر انديشناك بودند ، ولى آتنىها در زمان پريكلس از نفاق بين دو برادر ، يعنى فيليپ و پرديكّاس ، در سر تخت سلطنت استفاده كرده و طرف دوّمى را گرفته در ساحل مقدونيّه برقرار شدند . بعد پرديكّاس با آتن طرف و بواسطهء كمك پادشاه تراكيّه بهرهمند شد ( 432 ق . م ) . در موقع جنگ پلوپونس او سياست تزوير و دوروئى اتخاذ كرد ، چنان كه گاهى با يكطرف و وقتى با طرف ديگر بود ، زيرا كلية پادشاهان مقدونيّه بمشروع بودن وسائل اهميت نداده به اين عقيده بودند ، كه بايد با هر وسيلهء ممكن به مقصود ، كه بزرگ كردن مقدونيّه است ، نايل شد . بنابراين در سياست خارجى غدّار و در سياست داخلى فعّال بوده اساس دولت را محكم ميكردند .
با اين مقصود پرديكّاس بتشكيلات پرداخت و انتشار تمدّن يونانى را در مقدونيّه
هامش
( 1 ) -Aeges .( 2 ) -Egee( بحر الجزائر ) .
( 3 ) -Amintas .