قسمت دوم - كارهاى فيليپ دوم
وقايع اوايل سلطنتش
پدر او آمينتاس سوّم با مردم ايلّيريّه جنگ كرده و شكست خورده مجبور شده بود باج به آنها بپردازد و براى تأمين باج گذارى كوچكترين پسر خود ، يعنى همين فيليپ را گروى به آنها داده بود . بعد ايلّيريها او را به تبىها تسليم كردند و اينها او را به پدر اپامىنونداس « 1 » سپردند ، تا او را تربيت كند . اپامىنونداس ، چنان كه گذشت ، همان سردار تبى بود ، كه لاسدمونيها را در لكتر « 2 » و مانتىنه « 3 » شكست داده در جنگ آخرى زخم مهلكى برداشت و ، چون از شكست دشمن قبل از مرگ آگاه شد ، گفت ، من از خود دو دختر باقى ميگذارم ، كه جاويدان خواهند بود : لكتر و مانتىنه .
( از اين جهت كه اسم دو محلّ مزبور به زبان يونانى مؤنث است بطور استعاره آنها را دو دختر گفته ) چون پدر اپامىنونداس براى تربيت پسرش حكيمى را از پيروان فيثاغورس ، فيلسوف معروف يونانى ، استخدام كرده بود ، فيليپ هم نزد او تحصيل كرده از پيروان فلسفهء فيثاغورس شد و بعدها هر دو شاگرد حكيم مزبور نامى گشته اسمى بزرگ از خود باقى گذاشتند ( راجع به اپامى نونداس ميدانيم ، كه او تب را ناگهان اوّل دولت يونانى كرد ، ذكر كارهاى فيليپ پائينتر بيايد ) . مقارن اين زمان اوضاع مقدونيّه بسيار وخيم بود : در جنگ با ايلّيريها چهارهزار سپاهى كشته شدند ، قشون مقدونى بقدرى خود را باخت ، كه نخواست ديگر جنگ كند و ايلّيريها لشكرى جمع كرده درصدد برآمدند بمقدونيّه حمله برند . پئونيان « 4 » ، كه با مقدونيّه همحدّ بودند ، ولايات سرحدّى مقدونيّه را غارت ميكردند . شخصى پوزانياس « 5 » نام ، كه با خانوادهء سلطنت مقدونى خويشى داشت ، مىخواست بهمدستى و كمك پادشاه تراكيّه تخت مقدونى را تصرّف كند ، بالاخره آتنىها ، كه فيليپ را دوست نداشتند ، آرژه « 6 » نامى را تحريك كردند تاج و تخت مملكت را بدست آرد و سردارى
هامش
( 1 ) -Epaminondas .( 2 ) -Leuctre .( 3 ) -Mantinee .( 4 ) -Peoniens .( 5 ) -Pausanias .( 6 ) -Argee .