تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1117

مساهمون:

ص١١١٧
ميرفت برخورد و آنها را اسير كرد . لاسدمونىها اين دو نفر را مانند گروى نگاه داشته پولى زياد در ازاى رهائى آنها دريافت كردند . كارهاى لاسدمونىها در آسياى صغير بهمين‌جا خاتمه يافت و بعد به زودى شهرهائى ، كه در تصرّف لاسدمونيها بودند ، يكايك از اطاعت آنها خارج شدند ، امّا آتن همين كه به پول ايران ديوارهايش ساخته شد و جانى گرفت ، باز دوروئى خود را نسبت بايران ظاهر كرد : از يك طرف سردار او ايفيكرات « 1 » بحمايت ايران در خرسونس جنگ ميكرد و از طرف ديگر آتنيها در قبرس بشورشىها در مقابل ايران كمك ميرساندند .

صلح آنتالسيداس فرمان اردشير

احوال بدين منوال بود و از زمانيكه آنتالسيداس مذاكرات خود را با تيرىباذ شروع كرده بود دو سال ميگذشت ، بىاينكه پيشرفتي حاصل شده باشد ، تا اينكه سفير زيرك بالاخره بدربار شوش بتوسّط تيرىباذ راهى يافت و او آنتالسيداس را بحضور اردشير برد و شاه را محضر او خوش آمد . پلوتارك گويد ، كه براى خوش‌آمد اردشير در مجلس رقص تقليد لئونيداس پادشاه اسپارت را ، كه در جنگ ترموپيل كشته شده بود ، درآورد . بعد طرفداران تيريباذ و آنتالسيداس به كار افتادند و بالاخره شاه پيشنهاد اسپارت را پذيرفت . قرار شد ، كه به تمام دول يونان اعلام كنند ، كه هرگاه آنها اتّحادى با يكديگر بر ضدّ دولت ثالثى منعقد دارند ، دشمن شاه محسوب خواهند شد . براثر اين تصميم فرناباذ ، ببهانهء اينكه شاه ميخواهد دختر خود را به او دهد ، احضار شد و تيرىباذ با آنتالسيداس به سارد مراجعت كرد ( 387 ق . م ) . در ابتدا متّحدين يونانى نميخواستند اين صلح را بپذيرند ، ولى ، وقتى كه ديدند با ايران و اسپارت طرف خواهند شد و ممكن است آتن از بىآذوقه‌گى دوچار گرسنگى شود ، راضى شدند ، كه بدعوت تيرىباذ نمايندگان خود را به سارد بفرستند . تيرىباذ در حضور نمايندگان دول يونانى فرمان اردشير را درآورد و ، پس از اينكه مهر شاه را نشان داد ، امر كرد فرمان را بخوانند ، بعد رو بنمايندگان كرده گفت : « حالا بر شما است ، كه فكر كرده تكليف خودتان را بدانيد » . مضمون فرمان ، چنان كه كزنفون نوشته ، چنين بود
هامش
( 1 ) -Iphicrate .