تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1118

مساهمون:

ص١١١٨
( تاريخ يونان ، كتاب 5 ، فصل 1 ) : « شاه اردشير عادلانه ميداند ، كه شهرهاى آسيائى ، جزائر كلازومن « 1 » و جزيرهء قبرس را مستملكات خود بداند . او نيز عادلانه ميداند ، كه آزادى و استقلال داخلى شهرهاى ديگر يونانى را ( يعنى يونان اروپائى را ) به آنها رد كند ، باستثناى لم‌نس « 2 » ، ايمبروس و اسكيرس « 3 » ، كه كما فى السابق متعلّق به آتن خواهند بود . اگر كسى اين صلح را نپذيرد ، من با او بمعيّت كسانى ، كه اين صلح را پذيرفته‌اند ، جنگ و آن‌كس را در خشكى و دريا تعقيب خواهيم كرد ، بىاينكه از به كار انداختن كشتىها و صرف پول دريغ داشته باشم ( 387 ق . م ) » . اين سند را بعض مورّخين عهدنامهء آنتالسيداس ناميده‌اند ، ولى نلدكه گويد ، كه آن را عهدنامه نميتوان دانست ، فرمانى بود ، كه از طرف اردشير صادر شد « 4 » و اين نظر صحيح است . موافق اين صلح ، كه بموجب فرمان اردشير برقرار شد ، دول يونانى ديگر نميتوانستند در شهرهاى يونانى در آسياى صغير دخالت كنند و نيز نميتوانستند بجزائر بحر الجزائر باستثناى سه جزيرهء مذكوره دست اندازند ، يعنى جزائر بحر الجزائر مستقل ميشدند و خود اين دريا منطقهء بىطرف بين ايران و يونان ميگرديد . بالاخره دول يونانى حق نداشتند با يكديگر براى توسعهء نفوذ خود بر ضدّ ثالثى عهدى ببندند و معلوم است ، كه در اين‌صورت نفوذ ايران در يونان محكم‌تر ميشد . باوجود اين بايد گفت ، كه بعد از ايران براى اسپارت هم اين صلح خيلي مفيد بود ، چه او تمام مستملكات خود را حفظ ميكرد و در يونان نسبت بدول ديگر برترى مىيافت ، ولى اسپارتىها نتوانستند اين برترى را حفظ كنند ، زيرا بعدها بقدرى تعدّى كردند ، كه بالاخره اهالى تب درس خوبى به آنها دادند و بدست اپامىنونداس « 5 » در 371 ق . م شكستى فاحش در لكترا « 6 » خوردند ( اين وقايع خارج از موضوع كتاب است ) . كلية رفتار اسپارتىها در شهرهاى آسياى صغير هم ، زمانيكه سرداران لاسدمونى در آنجاها تسلّط داشتند ، خوب نبود و ، همين كه آژزيلاس احضار و نفوذ لاسدمونيها زائل شد ، اهالى بعض شهرهاى مزبور بر ضدّ
هامش
( 1 ) -Clazumene .( 2 ) -Lemnos .( 3 ) -Skyros .( 4 ) -Et . Hist . s . la Per . Anc . p . 105 .( 5 ) -Epaminondas .( 6 ) -Leuctra .