قوى ايران را در تحت فرماندهى خود دارد و ميتواند جزائر و شهرهاى كنار دريا را تصاحب كند . نظر به اين اوضاع صلاح ديدند ، كه بىدرنگ با تيرىباذ « 1 » ، كه سابقا والى ارمنستان و حالا والى ليديّه بود ، داخل مذاكره گشته او را به طرف خود جلب كنند ، يا لااقلّ توسّط او بشاه نزديك شده نگذارند پول و سفائن به كنن آتنى داده شود ( براى فهم مطلب بايد در نظر داشت ، كه چون فرناباذ پس از بهرهمندى در آبها و سواحل لاسدمون عازم فريگيّه گرديد ، تمام پول را به اختيار كنن گذاشت ) . با اين مقصود يك نفر لاسدمونى را ، كه آنتالسيداس « 2 » نام داشت بسفارت نزد تيرىباذ فرستادند . آتنىها ، همين كه از اين قضيّه مطّلع شدند ، نيز سفرائى نزد تيرىباذ روانه كردند ، تا لاسدمونىها تنها بقاضى نرفته باشند .
كزنفون اسامى سفرا را چنين ذكر كرده : كنن ، هرموژن ، دىين ، كالّيستن و كالّىميدون « 3 » ( تاريخ يونان ، كتاب 4 ، فصل 8 ) . آنتالسيداس ، چون بنزد تيرىباذ درآمد ، گفت من از طرف جمهورى لاسدمون آمدهام ، تا پيشنهاد صلح كنم . چنان كه شاه همواره ميخواست ، ما راجع بشهرهاى يونانى در آسياى صغير نظرى نداريم و اعتراف ميكنيم ، كه شهرهاى مزبور در تحت حكومت پارساند .
فقط چيزى ، كه ما ميخواهيم ، اين است ، كه جزائر و شهرهاى يونان ( يعنى شهرهاى يونان اروپائى ) كاملا مستقلّ باشند . اين پيشنهاد براى ايران خيلى مفيد بود ، زيرا اوّلا تمام نتائج پيشرفتهاى سرداران لاسدمون ، يعنى تيمبرون ، درسيلّيداس و آژزيلاس را نيست و نابود ميكرد و تمام شهرهاى يونانى در آسياى صغير مطيع ايران ميشدند . ثانيا جزائرى ، كه تابع اين شهرها بودند ، نيز در تحت حكمرانى ايران درميآمدند . ثالثا اكثر شهرهاى يونان اروپائى ، كه سابقا تابع يكى از دول يونانى بودند ، ميتوانستند منبعد مستقل شوند . در اينصورت عدّهء دول كوچك يونانى زيادتر و قواى يونان بيشتر خرد و متشتّت ميگشت و خود اين اوضاع در صلاح ايران بود ، كه دشمن آن هيچگاه قوى نگردد و سياست ايران به آسانى بتواند
هامش
( 1 ) -Tiribaze .( 2 ) -Antalcidas .( 3 ) -Conon , Hermogene , Dion , Callisthene , Callimidon .