از دويست نفر فلاخندار و نيز دستهاى از پنجاه نفر سوار تشكيل و ليسيوس آتنى را رئيس سوارهنظام كردند . روز ديگر يونانيها راه افتاده از درهاى گذشتند و بيش از هشت استاد از آن دور نشده بودند ، كه مهرداد با هزار نفر سوار و چهار هزار تيرانداز و فلاخندار از درهء مذكور به قصد يونانىها گذشت . يونانيها قسمتى از سپاهيان سنگيناسلحه و سبكاسلحه را به قصد مهرداد فرستادند . اينها با سوارهنظام خود حمله كردند و پارسىها ، همين كه حال را بدين منوال ديدند ، گريختند . يونانىها هيجده نفر از دشمن گرفته و بىاجازه آنها را ناقص كرده بعد كشتند ، تا وحشتى در دل دشمن ايجاد كرده باشند . بعد يونانيها حركت كرده و باقى روز را راه رفته بكنار دجله رسيدند . « 1 » كزنفون گويد ( كتاب 3 ، فصل 4 ) : اينجا شهر بزرگ و خرابى است ، كه آن را لاريسّا « 2 » مىنامند . وقتى سكنه اين شهر ماديها بودند . قطر ديوار آن 25 پا ، ارتفاعش صد پا و محيطش دو فرسنگ است . اين ديوار از خشت ساخته شده ، ولى پايهاش ببلندى 20 پا از سنگ تراشيده است ، وقتى كه پارسىها دولت ماد را منقرض كردند ، شاه پارس اين شهر را محاصره كرد ، ولى نتوانست آن را بگيرد . بعد ابرى آفتاب را پوشيد و محصورين از ترس تسليم گشتند . . . . . . پس از آن ، قشون يك منزل شش فرسنگى پيموده به ديوار متروكى در نزديكى شهرى ، كه موسوم به مسپيلا « 3 » است ، رسيد . وقتى اين شهر از ماديها مسكون بود . پايه ديوار آن را از سنگ صيقلى منبّت ساختهاند و داراى پنجاه پا قطر و همانقدر ارتفاع است . روى اين بنا ديوارى گذاردهاند ، كه قطر آن 25 پا و ارتفاعش صد پا است . گويند ، وقتى كه پارسىها صاحب دولت ماد گشتند ، زن شاه ماد بدين شهر پناه برد و شاه پارس اين شهر را محاصره كرد ، بىاينكه بتواند آن را با قهر و غلبه يا محاصره تسخير كند . بالاخره زوس محصورين را بوحشت انداخت و شهر بتصرّف آمد .
پس از آن يونانيها چهار فرسنگ راه رفتند و در بين راه قشون عظيم تيسافرن ، كه مركّب بود از سپاهيان خود او و سپاهيان كوروش و قشونى ، كه برادر شاه
هامش
( 1 ) -Lycius . d'Athenes .( 2 ) -Larissa .( 3 ) -Mespila .