كه در تحت فرماندهى او بود ، بمملكتش روانه كرد . بعد قشون از كاپادوكيّه گذشته و 25 فرسنگ پيموده به شهر دانا ، كه شهرى بزرگ و پرجمعيّت بود ، درآمد و سه روز در آنجا بماند . در اينجا كوروش امر كرد بيرقدار او را ، كه مگافرن « 1 » نام داشت ، با يك صاحبمنصب جزو ، از جهت خيانت بزرگى كه كرده بودند ، اعدام كنند . پس از حركت از اينجا ، كوروش سعى كرد ، كه داخل كيليكيّه گردد . اين راه بقدرى تنگ است ، كه فقط يك ارّابه از آن مىگذرد و براى قشونى ، كه در مقابل خود اندك مقاومتى بيند ، بسيار سخت و غيرقابل عبور است . مىگفتند ، كه سىيننهزيس پادشاه كيليكيّه در اين معبر براى دفاع كيليكيّه حاضر شده و كوروش بر اثر اين خبر يك روز در جلگه بماند ، ولى روز بعد خبر رسيد ، كه چون پادشاه شنيده ، منن از راه ديگر وارد كيليكيّه گرديده و سفاين كوروش و لاسدمونى ، كه بفرماندهى تاموس « 2 » است ، از سواحل يونيّه به طرف كيليكيّه ميآيد ، عقب نشسته . توضيح آنكه كوروش ببهانه اينكه ميخواهد ملكه را با مستحفظين بكرسى كيليكيّه برساند ، منن را مأمور كرد ، كه از بيراهه به كيليكيّه برود و سردار يونانى بىمانع به تارس « 3 » رسيده راه كوروش را به اين مملكت گشود . بر اثر اين كار ، كوروش از كوهستان سرازير شده پس از طىّ 25 فرسخ به تارس رسيد .
از كيليكيّه تا ايسّوس « 4 »
پادشاه كيليكيّه در اين شهر ، كه رودى از ميان آن مىگذرد ، قصرى داشت ، ولى او و مردم تارس ، باستثناى آنهائى كه ميهمان خانهدار بودند ، فرار كرده به جاهاى محكم كوهستانى رفته بودند . چون يكصد نفر از قشون منن در موقع عبور از كوهها بدست اهالى كيليكيّه كشته شده بودند ، سپاهيان اين سردار براى كشيدن انتقام شهر تارس و قصر پادشاه را غارت كردند . همين كه كوروش وارد شهر شد ، سىيننهزيس را نزد خود طلبيد و او جواب داد ، كه هيچگاه به كسى ، كه از كوروش هم مقتدرتر بوده ، تسليم نشده است و نزد او نخواهد آمد ، مگر آنكه كوروش قبلا بزن او اپياكسا ، كه پنج روز قبل از كوروش
هامش
( 1 ) -Megapherne .( 2 ) -Tamus .( 3 ) -Tarse( كرسى كيليكيّه ) .
( 4 ) -Issus .