اخباريكه تيسافرن ميدهد ، مبنى بر غرض است و اين والى دشمن كوروش مىباشد .
پس از ورود تيسافرن اطّلاعات او باعث تشويش و اضطراب دربار گرديد و همه تقصير عمده را به پروشات و طرفداران او متوجّه كردند ، ولى حرف كسى به پروشات به قدر توبيخ و ملامت استاتيرا ، كه فوقالعاده از ياغيگرى كوروش اندوهناك بود ، اثر نكرد ، زيرا اين ملكه بالاخره ملاحظه را بيكسو نهاده بىپروا به پروشات گفت : « كجا است قولهائى ، كه شما به پسرتان ميداديد ، عجز و الحاح شما براى خلاصى كوروش در موقعى ، كه او سوء قصد بحيات برادر خود كرد ، چه نتيجه داد ؟ آتش جنگ را شما افروختهايد و شما ما را دوچار اين سختى كردهايد » ( پلوتارك ، كتاب اردشير ، بند 7 ) .
اين سخنان آتش كينه را در دل پروشات برافروخت و او تصميم بر هلاك استاتيرا كرده منتظر فرصت شد ، تا نقشهء ميشوم خود را اجراء كند . كتزياس گويد ، كه اين قضيه پس از جنگ كوروش با اردشير روى داد ، ولى دىنن عقيده داشت ، كه اين زن نقشهء خود را راجع بكشتن ملكه در موقع جنگ اجراء كرد . پلوتارك در اين باب چنين قضاوت مىكند : « باوجود اينكه كتزياس از حقائق دور مىشود ، تا افسانهها يا حكايات حزنانگيز در تاريخ خود داخلى كند ، باز نمىتوان تصوّر كرد ، كه او تاريخ واقعه را نميدانسته ، زيرا او خود شاهد قضايا بوده و موجبى هم نداشته ، كه تاريخ را پس و پيش كند » ( اردشير ، بند 7 ) .
عزيمت كوروش بجنگ اردشير 401 ق . م
وقايع اين جنگ را كزنفون آتنى ، كه در قشون كوروش بود ، نوشته « 1 » و پلوتارك از اين جهت ، كه نوشتههاى او را صحيح ميدانسته ، بشرح كيفيّات اين جنگ نپرداخته و فقط نظرياتى اظهار كرده . علاوه بر اين دو مورّخ ، دو نفر ديگر هم وقايع اين جنگ را نوشته بودند : يكى كتزياس است و ديگرى دىنن . از چهار نفر مذكور سه نفرشان ، يعنى كزنفون ، كتزياس و دىنن از نويسندگان معاصراند و حتّى دو نفر اوّلى در جنگ شركت داشتهاند ، ولى كزنفون وقايع را مشروحتر نوشته
هامش
( 1 ) - اين همان كزنفون است ، كه سيروپدى ، يا « تربيت كوروش » را نوشته .