تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 997

مساهمون:

ص٩٩٧
كوروش هم ، هركسى را كه اردشير نزد او ميفرستاد ، رو به خود ميكرد و ، قبل از اينكه بدربار برگردند ، طرفدار خود مىساخت و نيز ميكوشيد ، كه اهالى ايالت او از حسن اداره‌اش راضى باشند . جدّ او مخصوصا معطوف بجمع كردن سپاه بود ، به همه توصيه ميكرد ، كه از سپاهيان پلوپونس تا بتوانند بيشتر اجير كنند و در همه‌جا انتشار ميداد ، كه چون از طرف تيسافرن نگران است ، اين قشون را تهيّه مىكند . شهرهاى ينيانى ، كه به حكم شاه جزو ايالت تيسافرن بودند ، در اين موقع شوريده ، باستثناى شهر مىلت ، به طرف كوروش رفتند . ( از اينجا روشن است ، كه مستعمرات ينيانى در آسياى صغير در اين زمان تابع ايران بودند . م . ) . شهر مىلت هم ميخواست همان كار كند ، ولى تيسافرن بموقع آگاه شد و چند نفر سردستهء شورش طلبان را معدوم و باقى را تبعيد كرد . اينها را كوروش به طرف خود طلبيد و ، پس از اينكه قشونى تهيه شد ، اين شهر را از خشكى و دريا در محاصره گذاشته خواست تبعيدشدگان را به شهر وارد كند و اين پيش‌آمد را باز بهانه قرار داد ، تا باز سپاهيانى بگيرد . زمانيكه كوروش هنوز در سارد بود ، قشون يونانى او در رسيد : كسنياس « 1 » آركادى با چهارهزار نفر سپاهى سنگين اسلحه وارد شد ، پروكسن « 2 » با هزاروپانصد نفر سنگين اسلحه و پانصد نفر سبك اسلحه ، سوف‌نت « 3 » با هزار نفر سنگين اسلحه ، سقراط آخائى « 4 » و پاسيون مگارى « 5 » هر يك با پانصد نفر ( كزنفون ، سفر جنگى كوروش ، كتاب 1 ، فصل 1 ) وقتى كه تيسافرن دانست ، كه اينقدر صاحب‌منصب يونانى وارد سارد شده ، براى او ترديدى باقى نماند ، كه اين تهيه براى جنگ با قوم پىسىديان « 6 » خيلى زياد است ( كوروش جنگ را با اين قوم بهانه قرار داده بود و ميگفت ، كه مىخواهد آنها را از مساكنشان خارج كند . م . ) و در حال به طرف پايتخت حركت كرد ، تا اردشير را از وقايع آگاه گرداند . پروشات همواره بشاه ميگفت ،
هامش
( 1 ) -Xenias .( 2 ) -Proxene .( 3 ) -Sophenete de Stymphale d'Arcadie .( 4 ) -Socrate d'Achaie .( 5 ) -Pasion de Megare .( 6 ) -Pisidiens .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 997 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )