در صورتى كه يونانى از غير يونانى به عمل مىآورد ، داراى اهميّتى نبوده . شايد از اين جهت ، كه اين كار سابقه داشته ، زيرا ، پلوتارك ، چنان كه در صفحه 824 ذكر شد ، نوشته ، كه قبل از جنگ سالامين سه جوان رشيد پارسى را يونانىها براى فتح بعنوان قربانى در آتش افكندند .
چون از كوسّيان بمناسبت كارهاى اسكندر ذكرى شد ، مقتضى است از اين مردم ، كه قبل از ماديها بايران آمده بودند ، علاوه بر مختصرى ، كه در مدخل اين تأليف ( صفحه 124 ) گذشته ، باز شمّهاى گفته شود .
كوسّيان
اين مردم را مردمان همجوار آنها و مورّخين عهد قديم چنين ناميدهاند : عيلاميها - كوسسى ، آسوريها - كششو ، هرودوت - كيسّى ، ساير مورّخين يونانى كوسسايى « 1 » . اسم مردم مذكور در زمان شمسوايلونا پسر حمّوربى در دفعه اولى برده شده . اينها در لرستان سكنى داشتند ( لر بزرگ و كوچك ) و در حوالى زاگرس ( كوههاى كردستان ) . كاسّىها يا كاسّيتها ( اروپائى شده كشّو ) ، چنان كه در مدخل گذشت ( صفحات 124 - 125 ) بابل را گرفته تقريبا ششصد سال در آنجا سلطنت كردند . اوّل پادشاهى ، كه از اين سلسله در اينجا سلطنت كرد ، كانداش نام داشت ، سى و پنجم پادشاه سلسله بدست شوتروك ناخونتى پادشاه عيلام كشته شد و اين سلسله منقرض گشت . اين مردم ، چنان كه مورّخين يونانى گويند ، همه ساله از شاهان هخامنشى انعام و هدايائى دريافت ميداشتند ، تا راهها را امن نگاهدارند ، يعنى غارت نكنند . نهآرخ گويد ، كه عدّه چنين مردمان در زمان هخامنشىها چهار بود : 1 - مردها « 2 » در حوالى پارس . 2 - اوكسيان « 3 » ( خوزها ) و الىميان « 4 » در حدود پارس و خوزستان . 3 - كوسّيها در حدود ماد . از تاريخ چنين برميآيد ، كه كوسّىها در دوره آسورى و هخامنشى و مقدونى و يونانى استقلالشان را حفظ ميكردند . اسكندر ، چنان كه گذشت ، با آنها جنگيد ، ولى بعد از اسكندر باز خودمختاريشان را حفظ كردند . امّا اينكه
هامش
( 1 ) -Kossaiooi .( 2 ) -Mardes .( 3 ) -Uxiens .( 4 ) -Elymeens .