17 سال ( 415 - 398 ق . م ) معالج پروشات ملكهء ايران ، يعنى زن داريوش دوّم ، و طبيب اردشير دوّم هخامنشى بود . كتابهائى كه نوشته از اينقرار است :
1 - پرسىكا « 1 » ( تاريخ ايران ) . 2 - اينديكا « 2 » ( تاريخ هند ) . 3 - در باب رودها .
4 - در باب كوهها . 5 - دريانوردى بدور آسيا . مهمترين تأليفات او متضمن 23 كتاب بوده : شش كتاب متعلق بتاريخ آسور و ماد ، هفت كتاب مربوط بتاريخ ايران ( از كوروش بزرگ تا فوت خشيارشا ) و ده كتاب آخر - دنبالهء تاريخ ايران تا 398 ق . م در اين سنه كتزياس از دربار ايران رفته . مورّخ مذكور گويد كه در موقع اقامت خود در دربار شوش ، علاوه بر تحقيقاتى كه ميكرد ، بمدارك دولتى دسترسى داشت و مدارك را ( بازىلىكاى ديفتراى ) « 3 » ، يعنى دفاتر شاهى ، مينامد ( از اينجا معلوم است كه لغت دفتر خيلى قديم است ) . كتابهاى كتزياس راجع بايران و هند مفقود شده و بما نرسيده است ، ولى مختصرى از آن در نوشتههاى ( فوثيوس ) « 4 » ، يكى از روحانيون درجه اوّل مسيحى ، ذكر شده و تا زمان ما باقى است و نيز ديودور سىسىلى ، پلوتارك ، سترابون ، آتنه « 5 » ، نيكلائوس دمشقى « 6 » ، ژوستن « 7 » و غيره جاهائى را از نوشتههاى او در كتب خود ذكر كردهاند . راجع بكيفيت كتب او بايد گفت كه چندان طرف توجه و اعتماد نيست : اولا هند را نديده و آنچه نوشته از گفتههاى ايرانيان آن زمان و مردمان سرحدى هند است ، ثانيا اشخاصى مانند ارسطو ، آريان ، سترابون و لوسين « 8 » نوشتههاى او را سخت انتقاد كردهاند . راجع به ايران نوشتههاى او ايران دورهء هخامنشى را پستتر از آنچه هرودوت توصيف كرده مينمايد . جهت بايد از اينجا باشد كه در زمان او انحطاط ايران بيش از زمان هرودوت بوده ، ولى نلدكه گويد او تاريخ پارس را موافق گفتههاى ماديها نوشته .
از قسمتهاى نوشتههاى او ، كه تا زمان ما باقى مانده ، دو چيز به خوبى ديده مىشود :
هامش
( 1 ) -Persiea .( 2 ) -Indiea .( 3 ) -Basilikai Difterai .( 4 ) -Photius .( 5 ) -Athenee( نويسندهء يونانى در قرن سوّم ميلادى ) .
( 6 ) -Nieolaus de Damas .( 7 ) -Justin .( 8 ) -Lucien( نويسندهء يونانى در قرن دوّم ميلادى ) .