سترابون « 1 » جغرافيادان عالم قديم ، گفته ( كتاب 11 فصل 6 بند 3 ) به شعراى قديم مانند هومر « 2 » و هزيود « 3 » بيشتر مىتوان اعتماد كرد تا به هرودوت و مورخين ديگر عهد قديم .
دنيس هالىكارناسى « 4 » ، مورّخ يونانى كه معاصر يوليوسسزار و اكوست بود و قسمتى را از تاريخ روم نوشته ، در ميان تاريخنويسان يونانى هرودوت را لايق نخستين مقام دانسته و او را بر توسيديد ترجيح داده « 5 » .
اين است بطور اجمال عقايد موّرخين و نويسندگان عهد قديم دربارهء هرودوت ، ولى در عهد جديد اكثر انتقادات بنفع او تمام شده ، زيرا بيشتر محققين او را رويهمرفته مورخى دانستهاند كه صميمى بوده و ميخواسته حقيقت را بنويسد .
اينها گويند : اگر هرودوت در بعض موارد دسترسى بمدارك و اسناد صحيح نداشته .
اين نكته بصميمى بودن او خللى وارد نميكند و او يكى از مورخين ممتاز عهد قديم بشمار ميرود . نظر مذكور را نميتوان صحيح ندانست ، بمعتقدات مذهبى هرودوت هم نميتوان ايراد كرد ، زيرا او يونانى بوده و يونانيها چنين معتقداتى مىپروردهاند ، ولى يك چيز را نميتوان با اغماض گذرانيد : هرودوت پارس و پارسى را دوست ندارد و قلم را در بعض موارد تابع حسيات مىكند . راست است كه او يونانى بود و يونانيها پارسيها را دوست نداشتند ، ولى ( توسيديد ) و ( ديودور سىسىلى ) نيز يونانى بودند و بعض يونانيها ، مانند پلوتارك ، حسيات وطنپرستى را در نوشتههاى خود با كمال حرارت بروز داده از عدم بهرهمنديهاى يونان در مقابل ايران در برخى موارد ( مانند معاهدهء آنتالسيداس ) ناليدهاند ، ولى با اين حال نخواستهاند قلم را تابع حسيات كنند . بهرحال با وجود ايراداتى كه به هرودوت وارد ميآيد بايد انصافا گفت كتبى كه او از خود گذاشته و اطلاعاتى كه ميدهد براى تاريخ ايران قديم هم مهم و گرانبها است ، زيرا جز چند كتيبه ، كه مفصلترين آنها شايد داراى دو هزار كلمه باشد ، مدارك ملى ديگر براى اين قسمتهاى تاريخ ايران قديم نداريم و از
هامش
( 1 ) -Strabon .( 2 ) -Homere .( 3 ) -Hesiode .( 4 ) -Denyse d'Haliearnasse .( 5 ) -Biblioth . Coisl . 597 .