يا مصرى و غيره است ، زيرا هرودوت تاريخ ايران را در خارج ايران نوشته .
براى مثل يك مورد را ذكر مىكنيم : اسم يكى از همدستان داريوش در واقعهء بردياى دروغى بغابوخش است و هرودوت اين اسم را مگابوزس « 1 » نوشته ، زيرا بابلىها مگابوديسو مىگفتند ( نسخهء بابلى كتيبهء بيستون ) « 2 » و مگابوز هرودوت باملاء بابلى نزديكتر است تا باملاء پارسى . اما اسامى كه كتزياس ذكر مىكند ، غالبا موافق حقيقت نيست يا خيلى تصحيف شده و در مواردى هم اسم پدر را بجاى اسم پسر ذكر كرده . بعلاوه بايد بخاطر آورد ، كه راجع ببعض جاهاى كتابهاى خود ، هرودوت بعد از روايتى گويد : « من مجبورم ، آنچه را كه شنيدهام ذكر كنم ، ولى مجبور نيستم . تمامى اين چيزها را باور داشته باشم و مايلم ، كه اين تذكر را شامل كليهء كتابهاى من بدانند » ( كتاب 7 ، بند 152 ) . بالحاصل پس از مطالعه در كتابهاى هرودوت داراى اين عقيده ميشويم ، كه كتب مذكوره براى تاريخ عهد قديم و ، مخصوصا ايران باستان ، حقيقة ذىقيمت و گرانبها است . حتى بايد گفت ، كه از داستانها و افسانههائى هم كه ذكر كرده ، ميتوان استنباطهائى كرد و چنين استنباطها نيز مفيد است . بنابراين ، اگر مورّخ مذكور اين كتابها را ننوشته بود ، با صرفنظر از اينكه ايرانيهاى قديم سالنامهها يا مجلداتى داشتهاند و در ازمنهء بعد از ميان رفته يا اصلا نداشتهاند ، اطّلاعات ما بر وقايع سلطنت شاهان دورهء ماد و چهار شاه نامى دورهء اوّل پارسى چه مىبود و از كتب ديگران راجع بازمنهء مذكور آيا صد يك اين اطّلاعات هم بدست ميآمد ؟ جواب منفى است ، زيرا اگر هست ازمنه يا دورههائى از تاريخ ايران قديم ، كه چند مورّخ دارد .
مورّخ دورهء مادى و دورهء اوّل پارسى تا آخر سلطنت خشيارشا با اين شرح و بسط منحصر است به هرودوت ، بخصوص كه كتب بعض مورّخين گم شده .
بنابراين در اين موقع ، كه از كتابهاى هرودوت فارغ ميشويم ، حس وظيفه شناسى ما را بر آن ميدارد ، كه در سهم خود اظهار قدردانى از زحمات او كنيم و نامش
هامش
( 1 ) -Megabuzos( اكنون مگابيز گويند ) .
( 2 ) -Tolman . Anc . Pers . lexic . and texts p . 713 .