ارتاايكتس و پسر او را يونانيها به سستس بردند و در آنجا پدر را مصلوب و پسر را سنگسار كردند . هرودوت گويد : پدر را در جائى ، كه خشيارشا پل داردانل را بنا كرده بود ، كشتند يونانيها پس از آن با غنائم زياد بيونان مراجعت كردند و در اين سال ديگر اتفاقى روى نداد ( 478 ق . م ) .
با تسخير سستسنه كتاب هرودوت خاتمه يافته و مورّخ مذكور به آخر كتاب خود اين چند جمله معترضه را افزوده اين ارتاايكتس ، كه مصلوب شد نوهء آرتمبارس « 1 » بود و او نطقى براى پارسيها كرد ، كه مضمون آن را به كوروش رسانيدند و چنين است : « چون خداى بزرگ قدرت بپارسىها بخشيد و ، پس از اينكه آستياگس را از تخت به زير آورد ، تو را ( يعنى كوروش را ) بر ديگران ترجيح داد ، لازم است ، مملكت كوچك و كوهستانى خود را ترك كرده در مملكت بهترى سكنى گزينيم . در همسايكى ما ممالكى هست و دور تر ممالكى ديگر . از ميان آنها مملكتى را انتخاب كنيم و در آنجا برقرار شويم ، تا نامىتر و غنىتر باشيم .
اين كار در خور ملّتى است ، كه حكومت ملل را بدست گرفته . اگر اين كار را اكنون ، كه برترى به اين همه مردم و بر تمام آسيا داريم نكنيم ، ديگر كى چنين موقع مناسبى بدست ما خواهد افتاد ؟ » كوروش را اين سخنان خوش نيامد . اما بعد تقاضاى پارسيها را اجابت كرده به آنها گفت : « حالا كه ميخواهيد چنين كنيد ، آماده باشيد بندگان مردمانى شويد ، كه بر آنها حكومت ميكنيد ، زيرا ممالك خوب مردمانى مىپرورد ، كه سست و زنصفتاند و زمينهائى ، كه بهترين حاصل را ميدهد ، مردمان جنگى تربيت نمىكند . پارسيها تصديق كردند ، كه عقيدهء كوروش صحيح است و ترجيح دادند در مملكت كوچك خود ، كه با دولت بزرگ مناسبت نداشت ، مانده آقا باشند ، تا اينكه بممالك حاصلخيز رفته و برده گردند » ( كتاب نهم ، بند 132 ) .
اداء وظيفه نسبت بنام هرودوت
تا اينجا منبع اطّلاعات ما راجع بايران قديم اساسا كتابهاى 9 گانهء هرودوت
هامش
( 1 ) -Artembares .