تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣
بود و گفته‌هاى مورّخين ديگر عهد قديم را با نوشته‌هاى او مىسنجيديم و ، اگر كمابيش تفاوتهائى ديده مىشد ، ذكر ميكرديم . جهت اتخاذ اين اسلوب براى خواننده روشن است : اوّلا زمان حيات هرودوت از زمان زندگانى مورّخين ديگر عهد قديم ، كه كتبشان بما رسيده ، به زمان وقايعى كه ذكر شد ، نزديكتر است و ديگر اين‌كه ديگران با اين تفصيل وقايع را ضبط نكرده‌اند و اگر هم چيزهائى نوشته‌اند ، بجز يكى دو نفر ، كه اسمشان در جاى خود ذكر شده ، كتب هرودوت را ديده و از آن استفاده كرده‌اند . امّا از اين ببعد ، چون نوشته‌هاى هرودوت در اينجا خاتمه مىيابد ، منبع اطّلاعات ما راجع بوقايع ايران قديم اساسا نوشته‌هاى مورّخين ديگر عهد قديم خواهد بود . در اين موقع كه از كتاب‌هاى هرودوت فراغت حاصل مىشود ، حسّ حق‌گذارى ما را بر آن مىدارد ، كه كلمه‌اى چند مبنىبر قدردانى از كتب او بگوئيم . مضامين كتب 9 گانهء او ، بقدريكه راجع بايران قديم بود ، باستثناى يكى دو فقره ، كه بمناسبت مطلب پائين‌تر خواهد آمد ، تماما ذكر شد . اين نوشته‌ها ، چنان كه در جاى خود گفته شده ، در جاهائى حاوى افسانه‌هائى است ، كه هرودوت شنيده و ضبط كرده ، جاهائى هم اغراق‌آميز است يا حكايت از حسّيّات ملى و مذهبى مورّخ مذكور مىكند و ديده مىشود ، كه قلم هرودوت تابع حسّيّات او شده ، ولى ، باوجوداين نكات ، نمىتوان از روى انصاف به اين عقيده بود ، كه روى همرفته كارى را ، كه او به عهده گرفته ، براى محيط و زمان خود خوب انجام نداده ، زيرا در جاهاى زياد بىغرضانه وقايع را روشن كرده و ديده مىشود ، كه علاقه‌مندى هم بحقيقت‌گوئى داشته ، مثلا وقتى كه نوشته‌هاى او را با نوشته‌هاى كتزياس ، كه مىخواسته با هرودوت رقابت كند و مستقلا تاريخ ايران قديم را بنويسد ، مقايسه مىكنيم ، مىبينيم ، چه تفاوتهاى بيّن بين نوشته‌هاى آنها است : گفته‌هاى هرودوت طبيعىتر است و بحقيقت نزديكتر و بعلاوه در موارد زياد كتيبه‌هاى داريوش نوشته‌هاى او را تأييد مىكند . اسامى ايرانى نيز كمتر تصحيف شده و اين‌قدر تصحيف هم در بعض موارد از مآخذ بابلى