جدال ميكال اهميت داشت ، زيرا بر اثر آن جزائر سامس و لسبس و خيوس از اطاعت پارس خارج شدند و بعد روح ياغىگرى به تمام ينيانها سرايت كرد و حكومت پارس در مستعمرات يونانى ( در آسياى صغير ) و درياى ازه ( بحر الجزائر ) متزلزل گرديد . اين احوال ، چنان كه بيايد ، چندى دوام داشت ، تا آنكه بواسطه نفاق داخلى يونانيان مجددا دولت ايران حكومت خود را در اين صفحات استوار كرد . شرح اين وقايع مربوط به زمان شاهان ديگر هخامنشى است .
سستس ( 479 ق . م ) « 1 »
يونانيها به طرف هلّسپونت راندند و ، وقتى كه به آبيدوس رسيدند ، ديدند كه پل خراب شده و مقصود آنها حاصل گشته . اين بود ، كه لاتىخيد و پلوپونسىها تصميم كردند بيونان برگردند ولى آتنىها با سردار خود كسانتيپ ماندند ، با اين نيّت ، كه به خرسونس حمله برند . بنابراين به آبيدوس درآمده سستس را ، كه در طرف آسيائى بوغاز هلّسپونت واقع بود ، محاصره كردند . چون اين شهر محكمترين شهرهاى اين صفحات بود ، اهالى شهرهاى نزديك هم ، همين كه از آمدن يونانيها به هلّسپونت مطلع گشتند ، در سستس جمع شدند . سكنهء اين شهر قوم االيان وعدهاى از پارسيها و متحدين آنها بودند . حاكم اين شهر يك نفر پارسى ارتاايكتس « 2 » نام بود . هرودوت او را سبع و بىدين خوانده ميگويد ، او خشيارشا را در اشتباه انداخته چنين وانمود ، كه يكنفر يونانى پروتسيلاس « 3 » نام با اسلحه به خاك شاه تجاوز كرده و ، بر اثر سخنان غلط اين حاكم ، شاه خانه و اثاثيه و دارائى او را به حاكم سستس بخشيد ، زيرا پارسيها عقيده دارند ، كه تمام آسيا از آن شاه و جانشينان او است و اگر كسى تجاوز بآسيا كند ، بر ضد آنها اقدام كرده ( كتاب نهم ، بند 116 ) ارتاايكتس تمام دارائى منقول پروتسيلاس را ازالانت « 4 » به سستس برد و ، چون هيچ منتظر نبود ، كه يونانيها به اين شهر حمله كنند ، بتداركات دفاع نپرداخت ، ولى در اين احوال يونانيها بغتة به او حمله كردند .
بعد پائيز در رسيد و يونانيها بگرفتن شهر موفق نشدند و بر اثر طول محاصره و مقاومت
هامش
( 1 ) - بعضى 478 ق . م نوشتهاند .
( 2 ) -Artayctes .( 3 ) -Protesilas .( 4 ) -Eleonte .