« تاريخ در نه كتاب نامند » . چون هريك از كتابها بنام يكى از موزهاى « 1 » يونانى شروع شده بعض محققين هرودوت عقيده دارند كه تقسيم نوشتههاى او به نه كتاب و اسمى كه بهر يك از كتابها بنام موزى داده شده در قرون بعد به عمل آمده و تأليفات مورّخ در ابتداء تقسيماتى نداشته ، زيرا وقتى كه ميخواهد خواننده را بمطلبى كه گذشته يا خواهد آمد ارجاع كند ، غالبا گويد « در حكايت ديگر » يا « حكايتهاى ديگر » و امثال آن « 2 » . راجع بكيفيت نوشتههاى او بايد شرح ذيل را درنظر داشت :
در آسياى صغير مستعمرات يونانى زياد بود . وقتى كه نزديكى و الفت ميان يونان و مشرق قديم پيدا شد ، مشرق آباد و متموّل توجه يونان فقير را به خود جلب كرد و يونانيهاى زياد بممالك مشرق آمده در بابل ، مصر و سوريّه منتشر شدند . بعد از تشكيل دولت هخامنشى بر عدهء يونانيها در ممالك مشرق افزود ، زيرا ، علاوه بر يونانيهائى كه براى سياحت يا كار بمشرق قديم ميآمدند ، عدهء زيادى از آنها به خدمت مصريها استخدام و از اواسط دورهء هخامنشى در قشون ايران هم اجير مىشدند .
يونانيهاى سياح ، كه زبانهاى خارجه را نميدانستند و با اخلاق و عادات مردمان بومى آشنا نبودند ، نميتوانستند باوضاع و احوال ملل مشرق قديم جز از نظر يونانى بنگرند . اگر چه ، از زمانيكه عدهء سياحان خارجه در ممالك مشرق قديم زياد شد ، اشخاصى از مردم محل پيدا شدند كه زبانهاى خارجه را ميآموختند ، تا مترجم يا بلد گردند ، ولى اينها غالبا نه اطلاعى از گذشتههاى وطن خود داشتند و نه با تمدن يونانى آشنا بودند . اطلاعى از گذشتههاى وطن خود نداشتند ، زيرا سياحان يونانى از قرن پنجم ق . م بسياحت در مشرق قديم پرداختند و در اين زمان دورههاى درخشان ملل مشرق قديم ، مانند مصر ، بابل ، آسور و غيره گذشته بود . نسلهاى بعد هم به همان اندازه از اين گذشتهها آگاه بودند كه ، مثلا ايرانيهاى قرون اسلامى از
هامش
( 1 ) -Musesموزها نه ربّة النّوع بودند كه هريك صنعتى را مانند شعر ، موسيقى ، نمايش و غيره حمايت ميكردند ، مهمترين صنايع شعر و فصاحت بود .
( 2 ) - كتابهاى نويسندگان قديم را نبايد بمعنى كنونى كتاب دانست ، زيرا در واقع هركتاب حكم باب يا فصلى را دارد ، مثلا نه كتاب هرودوت دو جلد خشتى است كه هركدام داراى 350 صفحه مىباشد .