حاصل شد ، كه دمارات ميخواهد فرار كند و او را تعقيب كرده خدمهاش را گرفتند ، ولى اهالى زاسينت او را فراراندند . پس از آن او نزد داريوش رفت و شاه او را خيلى گرم پذيرفته املاك و شهرهاى زياد به او داد . بعدها در اسپارت تحريكات و دسائس كلامن بر ضدّ دمارات افشاء شد و او از ترس اسپارتيها فرار كرده به تسالى « 1 » رفت و از آنجا به آركادى « 2 » درآمده خواست شورشى در آنجا برپا كند .
اسپارتيها چون اين بشنيدند ، او را طلبيدند ، كه باز پادشاه آنها باشد . او برگشت و چيزى نگذشت ، كه ديوانه شد . هرودوت گويد ، كه پيش از آن هم عقل درستى نداشت ، چه همين كه يكنفر اسپارتى را ميديد ، چوبى به صورت او پرتاب ميكرد . بالاخره اقوام او جمع شده حبسش كردند . روزى در محبس ديد ، كه از مستحفظين بجز يكنفر كسى نيست . شمشير او را خواسته بعد از اصرار زياد گرفت و از پاها شروع كرده بدن خود را قطعهقطعه بريد ، تا آنكه به شكم رسيد و مرد . يونانيها عقيده دارند ، كه اين خودكشى مكافات عمل او بود ، زيرا پىتى را اغوا كرد ، كه افترا به دمارات بزند . آتنىها گويند ، كه او از خوردن شراب زياد بچنين حال افتاد و جهت شرابخوارى او را چنين بيان كنند . چون سكاها ميخواستند با اسپارتيها متحد شده انتقام از داريوش بكشند ، سفرائى به اسپارت نزد كلامن فرستاده قرار دادند ، كه سكاها از طرف رود فاز « 3 » لشكر بكشند و اسپارتيها از افس به آسياى عليا درآيند و در آنجا قشون متحدين بهم پيوسته بايران حمله كنند . در ضمن اين مذاكرات پادشاه اسپارت روابط بسيار نزديكى با سكاها يافت ( هرودوت اشاره بروابط ننگينى هم مىكند ) و كلامن شراب خوردن زياد را از سكاها آموخت ، زيرا مانند سكاها شراب خالص مىخورد . بعدها اين عادت باعث شد ، كه او جنون خمرى يافت . اسپارتيها گويند ، كه از آنزمان ببعد هر زمان ميخواهند شراب خالص بياشامند ميگويند « تقليد از سكاها كنيم » . بر اثر كشف حقيقت ، كبن كه پىتى را بافتراء تحريك كرده بود ، از معبد اخراج شد و اينزن غيبگو هم معزول گرديد .
هامش
( 1 ) -Thessalie .( 2 ) -Arcadie .( 3 ) - ريون امروزى در گرجستان غربى .