تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
را در زبان ما چنين ميناميدند ، غلط نبود . پس از آن پارسيها بجزائر ديگر رفته اهالى را مطيع كردند و قسمتى از اهالى را مانند گروى با خود بردند ، ولى اهالى كاريست « 1 » نخواستند گروى بدهند ، يا بر ضد اهالى ارترى و آتنىها جنگ كنند . وقتى كه اهالى ارترى از نزديك شدن پارسيها آگاه شدند ، از آتن استمداد كردند و آتنىها چهار هزار نفر بكمك آنها فرستادند ، ولى در خود ارترى اتّفاق و اتحادى نبود ، چه قسمتى از اهالى تصميم كردند ، از سنگ‌هاى زير آب دراوبه استفاده كرده فرار كنند . قسمت ديگر از جهة طمع ترجيح داد ، كه شهر را تسليم شاه پارس كرده پاداشى بگيرد ( چنان كه كزنفون گويد به گون‌گيل « 2 » نامى كه طرف‌دار ايران شده بود ، از طرف دربار چهار شهر اعطا شد و اعقاب او اين شهرها را در زمان اردشير دوّم هم داشتند . م . ) . شخص اس‌خين نام « 3 » پسر نوتون « 4 » ، چون وضع را چنين ديد ، به آتنىها گفت ، باوطان خود برگرديد ، چه با اينحال اهالى ارترى باعث فناى خودشان و شما خواهند شد . آتنىها نصيحت او را پذيرفته برگشتند . بعد قشون ايران به ارترى درآمد . اهالى نميخواستند جنگ كنند ، چه تصميم كرده بودند ، فقط در پشت ديوارهاى شهر بدفاع بپردازند . شش روز جنگ در اطراف ديوارها دوام داشت و عدّه‌اى زياد از طرفين كشته شدند . روز هفتم افورب « 5 » و فيلاگروس « 6 » كه از معروفين شهر بودند ، آن را بپارسىها واگذاردند . پارسيها به شهر درآمده و آن را غارت كرده معابد را بتلافى كارهائى ، كه اهالى ارترى در سارد كرده بودند ، سوزانيدند و مردم را موافق امر داريوش اسير كردند . پس از آن پارسىها چند روز در ارترى استراحت كرده به طرف آت‌تيك « 7 » راندند و فشارى از نزديك به آتنىها دادند ( كتاب 6 ، بند 102 ) ، زيرا ميخواستند با آنها هم همان معامله كنند ، كه با اهالى ارترى كرده بودند ، ولى بعد هيپ‌پياس پسر پىزيسترات قشون پارسى را بدشت ماراتن « 8 »
هامش
( 1 ) -Caryste( شهرى در اوبه ) . ( 2 ) -Gongyle .( 3 ) -Eschine .( 4 ) -Nothon .( 5 ) -Euphorbe .( 6 ) -Philagrus .( 7 ) -Attique( شبه‌جزيره‌اى ، كه آتن در آن واقع است ) . ( 8 ) -Marathon .