تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
اطّلاعاتى راجع باخلاق و عادات اسپارتىها ، كه با ايرانيها سايش و اصطكاك داشته‌اند ، ميدهد و ديگر بعض جاهاى اين حكايت ، چنان كه بيايد با تاريخ ايران در زمان خشيارشا متماس است . بنابراين مقتضى است ، كه حكايت مورّخ مذكور را ، بطور معترضه ، ذكر كرده بعد بذكر وقايع اين جنگ بپردازيم .

كل‌امن و دمارات

هرودوت گويد ( كتاب 6 ، بند 61 - 76 ) : دمارات پسر آريستون « 1 » پادشاه سابق اسپارت بود . آريستون با وجود اينكه دو زن گرفته بود ، اولادى نداشت و ، چون ميدانست ، كه جهت آن مربوط به خود او نيست ، مصمم شد باز زنى ديگر بگيرد . در اين وقت دوست او آژتوس « 2 » پسر آلسيد « 3 » زنى داشت ، كه در تمام اسپارت از حيث وجاهت بىمثل بود . اين زن در كودكى از حيث زشتى مانندى نداشت و والدين او از اين وضع همواره در غصه و اندوه بوده هرقدر فكر ميكردند ، علاجى بنظرشان نميرسيد . بالاخره دايهء دختر تصميم كرد ، علاجى بيابد و دختر را همه روزه به مكان مقدّس هلن ميبرد ، تا مگر از زشتى او بكاهد . روزى ، در موقعى كه بيرون ميآمد ، بزنى برخورد و زن دست خود را به صورت طفل نهاد و بر اثر آن اين دختر زيباترين دختر اسپارت گرديد و ، پس از اينكه بزرگ شد ، بحبالهء آژتوس درآمد . آريستون ، چون ميخواست باز زنى اختيار كند و عاشق زن دوست خود شده بود ، پس از فكر زياد براى اجراى مقصود خود بدين حيله متوسّل گرديد . روزى به آژتوس گفت بيا عهد و پيمان كنيم ، كه هركدام از ما آنچه دارد ، بهترينش را به طرف ديگر بانتخاب او هديه كند دوست او قبول كرد و عهد بقيد قسم بسته شد . بعد آريستون اموال خود را به آژتوس عرضه كرد و او از دارائى دوست خود بهترين چيز را برداشت . وقتى كه نوبت آريستون رسيد ، او دست زن دوستش را گرفته گفت موافق عهدى ، كه كرده‌ايم ، اين زن از آن من است . آژتوس در ابتداء اعتراض كرد ، ولى ، چون ديد قسم خورده ، تسليم شد . پس از آن آريستون زن دوّم را طلاق داده اين زن را گرفت و او قبل از موعد ، يعنى قبل از انقضاى ده ماه زائيد
هامش
( 1 ) -Ariston .( 2 ) -Agetus .( 3 ) -Alcide .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 664 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )