تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
( هرودوت چنين گويد ) . وقتى كه آريستون در مجلس افورها « 1 » بود ، يكى از خدمهء او مژده آورد ، كه زنش پسرى زائيده و او با انگشتها حساب كرده فرياد زد : « قسم بخدايان ، كه اين مولود جديد پسر من نيست » . در اين موقع رجال مزبور توجهى به اين حرف نكردند ، ولى بعدها ، كه پسر بزرگ شد آريستون همواره نادم بود ، كه چرا چنين حرفى زده . اين پسر ، كه دمارات نام داشت ، بعد از آريستون پادشاه اسپارت گرديد ، ولى حرف پدرش اسلحه‌اى در دست دشمنانش بر عليه او شد . در اين زمان ل‌اتىخيد « 2 » نامى با دمارات خصومت ميورزيد ، چه او نامزد اين شخص را غدّارانه ربوده ازدواج كرده بود . كل‌امن از موقع استفاده كرده او را محرّك شد ، كه با دمارات دشمنى ورزيده بگويد ، كه چون او پسر آريستون نيست ، پادشاهى او بر اسپارت بر خلاف قانون است . دليلى ، كه او اقامه كرد ، همان حرفى بود ، كه پدرش ، يعنى آريستون ، در حضور جمعى از رجال اسپارت زده بود و حالا ل‌اتىخيد آنها را بشهادت ميطلبيد . در سر اين مسئله منازعه درگرفت و بالاخره اسپارتيها تصميم كردند ، بغيب‌گوى معبد دلف رجوع كرده بدانند ، كه دمارات پسر آريستون هست يا نيست . كل‌امن شخصى را ك‌بن « 3 » نام ، كه در معبد دلف متنفذ ، بود به طرف خود جلب كرد و او از پىتى غيب‌گو خواست ، كه جواب را موافق ميل كل‌امن بدهد . پىتى چنين كرد و در نتيجه دمارات از پادشاهى افتاد و ل‌اتىخيد بجاى او نشست . بعد واقعه‌اى روى داد ، كه از جهت آن دمارات فرار كرده نزد پارسيها رفت ، توضيح آنكه او پس از سلطنت شغلى قبول كرد ، كه انتخابى بود و در عيدى ل‌اتىخيد بيكى از خدمهء خود سپرد از دمارات بپرسد ، كه شغل جديد او پس از پادشاهى چطور است . دمارات از اين توهين سخت بر خود پيچيد و گفت من هر دو شغل را داشته‌ام . امّا ل‌اتىخيد هنوز حسّ نكرده ، كه اين سؤال هزاران بليّه يا هزاران خوشى براى لاسدمونىها تدارك خواهد
هامش
( 1 ) - افورها رجالى بودند ، كه در اسپارت زمام امور دولت را بدست داشتند . ( 2 ) -Leotychide .( 3 ) -Cobon .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 665 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )