تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
بعدها معلوم شد كه عقيدهء اين عالم اگرچه صحيح نبود ولى حدس او در اين مورد اتفاقا صائب آمده ، چه شاه را به زبان پارسى قديم ( خشايه‌ثيه ) ميگفتند و ( كزرسس ) هم يونانى شده ( خشيارشا ) است ، بنابراين هردو كلمه با يك حرف مصمت يعنى ( خ ) شروع مىشود ) . بالحاصل تا اينجا ( گروت‌فند ) درست آمد و پس از آن در اشتباه افتاد ، زيرا پنداشت كه زبان آوستائى و پارسى قديم يك زبانند . باوجوداين موفق شد كه نه علامت را از روى اسم شاهان درست معلوم كند . در 1802 اين عالم نتيجهء زحمات خود را در مجمع علمى ( گت‌تن‌گن ) در آلمان بيان كرد و بهره‌مندى نيافت ، ولى در فرانسه زحمات او را قدر دانستند و بورنف « 1 » اسلوب او را پيروى كرده تمام علامات خط ميخى پارسى را معلوم كرد . پس از اين دو عالم ( راولين‌سن ) « 2 » زحمات زياد در اين راه كشيد . اين صاحبمنصب انگليسى در خدمت دولت ايران بود و زمانيكه در حدود غربى ايران توقّف داشت ( 1835 ) نميدانست كه اروپا در خواندن خطوط قديمه تا چه اندازه ترقى كرده . ( راولين‌سن ) به خواندن خطوط ميخى پرداخت و باوجود اينكه از كتيبه‌هاى ديگر شروع كرد به نتائجى رسيد كه ( گروت‌فند ) رسيده بود . بهره‌مندى ( راولين‌سن ) اهميت زياد داشت ، چه ثابت كرد كه زحمات ( گروت‌فند ) به نتيجه رسيده و حدس‌هاى او صحيح است . از كشفيات بزرك ( راولين‌سن ) كتيبه بيستون داريوش اوّل است كه به سه زبان نوشته شده ( پارسى قديم ، عيلامى و آسورى ) . او با مخارج زياد و مخاطرهء جانى موفق شد از اين كتيبه ، كه در بلندى صد پا از زمين است ، سوادى بردارد . بعد بواسطه خواندن پنجاه اسم كه در كتيبه ذكر شده ، توانستند تحقيق در چگونگى كارهاى علماء قبل كنند . بر اثر تحقيقات ترديدى نماند در اينكه الف‌باى زبان پارسى قديم معلوم گشته و چهارصد كلمه از اين زبان بدست آمده . پس از آن موافق اين كتيبه و لغات آن نحو و صرف زبان مزبور را نوشته فرهنگى نيز ترتيب دادند . راولين‌سن پس از آن از راه خط ميخى پارسى به خط ميخى دوّم پرداخت و معلوم شد كه اين خط هجائى است ، يعنى هرعلامت نماينده يك
هامش
( 1 ) -Burnouf .( 2 ) -Rawlinson .