بر اثر اين زحمات معلوم گرديد كه بر سنگ ( رزت ) مقررات كاهنان مصر نوشته شده ، اين مقررات بافتخار ( بطلميوس پنجم اپىفان ) « 1 » صادر گشته و در ازاى همراهى بوده كه پادشاه مزبور با معابد مصرى پس از اطفاء شورشى كرده . شامپليون چهار نقشه بزرگ نيز راجع به آثار مصر تهيه كرد ، ولى نقشههاى مزبور پس از فوت او طبع و منتشر شد « 2 » . پس از فوت او در 1832 فورا جانشينى برايش پيدا نشد ، ولى بعد ( لپسيوس ) « 3 » استاد ( پرفسور ) دار العلوم برلن ، ( مارىيت ) « 4 » ، ( روژه ) « 5 » و ( شابا ) « 6 » علماى فرانسوى اين رشته را تعقيب كردند . در 1867 سند جديدى در سه زبان كه حاكى از مقرّرات كاهنان تانيس بافتخار ( بطلميوس اورگت ) « 7 » بود بدست آمد و مطالعه در اين سند معلوم كرد كه رشته جوان مصرشناسى بر پايهء محكمى قرار گرفته ، راه صحيح مىپيمايد . حالا در ممالك اروپا علمائى هستند كه اوقات خود را صرف اين رشته مىكنند ، موزههائى دائر است ، كرسيهائى در دار العلومها تأسيس گرديده و مجلّاتى بطبع ميرسد . در خود مصر هم هيئتهائى مشغول حفارى هستند ، از جمله هيئت رسمى فرانسوى « 8 » و شركت انگليسى « 9 » و آلمانى است « 10 » . علاوه بر اين علمائى در ممالك مجاور مصر مانند ( نوبى ) و شبه جزيره سينا كه تمدّن مصرى داشتند به كاوشها و تحقيقات اشتغال دارند .
خطوط ميخى
خواندن خطوط ميخى پارسى مشكلتر از خطوط مصرى قديم بود ، چه ترجمهء يونانى در كتيبههاى ايرانى وجود نداشت .
باوجوداين علماى اروپائى با زحمات طاقت فرسا به خواندن آن نيز موفّق شدند .
شرح پيشرفتهاى آنها چنين است : در 1621 سياح ايطاليائى ( پيطرودلّا والّه ) « 11 » از كتيبههاى تختجمشيد چند علامت ميخى نقاشى كرده با خود به اروپا برد و حدس زد كه بايد اين خط را از چپ به راست بخوانند . در 1674 ( شاردن )
هامش
( 1 ) -Ptolemee V . Epiphane .( 2 ) -Monuments de I ' Fgypto et de Nubie .( 3 ) -Lepsius .( 4 ) -Aug . Ed . Mariette .( 5 ) -Roger( 6 ) -Chabas .( 7 ) -Ptolemee Evergete .( 8 ) -Serviee das Anliquiles( 9 ) -Exploration Fund .( 10 ) -Orient Gesellschaft .( 11 ) -Pietiv della Valla