تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
علاماتى بيك ترتيب و باهم تكرار مىشود ، بعد عقيدهء ( تيه‌سن ) را كه كتيبه‌هاى تخت‌جمشيد حاكى از عناوين شاهان هخامنشى است هادى خود قرار داده گفت : اين چند علامت كه بيك ترتيب و باهم تكرار مىشود كلمهء ( شاه ) است و كلمه‌اى كه قبل از آن آمده و در دو كتيبه مختلف است اسم شاه . پس از آن كتيبه‌ها را تجزيه كرده كلمات را بدين ترتيب درآورد . 1 - در يكى از كتيبه‌ها : فلان + شاه + مجهول اوّل + شاه + شاه ( آخر اين كلمه بواسطه صرف تغيير كرده ) + فلان + مجهول دوّم + مجهول سوّم . 2 - در كتيبه ديگر : فلان + شاه + مجهول اوّل + شاه + ( آخر اين كلمه بواسطهء صرف تغيير كرده ) + فلان + شاه + ( آخر كلمه تغيير كرده ) + مجهول دوّم + مجهول سوّم . پس از اين كار ( گروت‌فند ) گفت بايد عناوين شاهان هخامنشى مانند عناوين شاهان ساسانى باشد و بنابراين حدس زد كه مجهول اوّل كلمهء ( بزرگ ) است ، شاه بعلاوهء تغييرى كه در آخر كلمهء شاه حاصل شده كلمهء ( شاهان ) ، مجهول دوّم ( پسر ) و مجهول سوّم ( هخامنشى ) مىباشد . پس از آن خواند : فلان شاه بزرگ ، شاه شاهان ، فلان پسر ( يعنى پسر فلان « 1 » ) هخامنشى . و در كتيبهء ديگر : فلان شاه بزرگ ، شاه شاهان ، فلان شاه پسر ( يعنى پسر فلان شاه ) هخامنشى . بعد پرداخت باينكه اسامى شاهان را معلوم كند و فكر كرد و يافت كه در دودمان هخامنشى موافق منابع يونانى دو شاه بود كه پدرانشان شاه نبودند ، يكى كوروش بزرگ كه پدرش كامبيز بود و ديگرى داريوش اول كه پدرش هيستاسپ نام داشت . بعد گفت در اين كتيبه جدّ شاه را شاه ننوشته‌اند و اين اسم بايد هيستاسپ باشد ، زيرا طول كلمه با طول علامات موافقت مىكند و اين شاه هم كه نوهء هيستاسپ بوده بايد كزرسس باشد زيرا اسم او با همان حرف شروع مىشود كه كلمهء شاه شروع شده ( براى فهم مطلب بايد درنظر داشت كه گروت‌فند زبان آوستائى را ميدانست و تصوّر ميكرد كه زبان پارسى قديم و آوستائى يكى است و در زبان آوستائى حرف اوّل كلمه ( شاه ) را در آن زمان با ( ك ) ميخواندند .
هامش
( 1 ) - زيرا مضاف اليه را بر مضاف مقدّم ميداشتند .